‏نمایش پست‌ها با برچسب #شکنجه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #شکنجه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ دی ۲۸, یکشنبه

 


فعال مدنی کُرد برای حبس روانه زندان سنندج شد

اکبر گویلی، فعال مدنی و از اعضای سابق جمعیت سبز کردستان، جهت تحمل دوران محکومیت ۲ سال حبس تعزیری به زندان سنندج منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این فعال مدنی کُرد که پیشتر توسط دادگاه تجدیدنظر سنندج از بابت اتهام «همکاری با یکی از احزاب کُرد مخالف حکومت ایران» به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، امروز شنبه ۲۷ دی ماه ۱۳۹۹، جهت تحمل دوران محکومیت حبس روانه زندان سنندج شده است.

دادگاه رسیدگی به اتهام های اکبر گویلی صبح روز سه شنبه ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۹، در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی حسین سعیدی برگزار شده بود.

روز پنج شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، طی حکمی که به اکبر گویلی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب ابلاغ شده بود، این شهروند کُرد از بابت اتهام «همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف حکومت جمهوری اسلامی» به ۵ سال زندان محکوم شد.

حکم دادگاه بدوی، پس از اعتراض در دادگاه تجدیدنظر سنندج به ۲ سال حبس تعزیری کاهش یافته بود.

این شهروند کُرد، روز شنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۹۸، پس از حضور در دادگستری سنندج بازداشت شد.

او در اسفند ماه ۱۳۹۸، پس از اتمام مراحل بازجویی و بازپرسی با تامین وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی سنندج آزاد شده ‌بود.

این فعال مدنی، پیش از این نیز در روز سه شنبه ۲۹ مرداد ماه ۱۳۹۸، توسط مأموران اداره اطلاعات سنندج بازداشت شده بود.

وی پس از بازداشت جهت بازجویی به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شد.

وروز یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۸، این شهروند کُرد با تأمین وثیقه‌ ۵۰۰ میلیون تومانی به‌صورت موقت از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج آزاد شد.

آقای گویلی از سال ۱۳۷۱ تاکنون بارها توسط نیروهای امنیتی بازداشت و از سوی دستگاه قضایی به احکام زندان محکوم‌شده است.

۱۳۹۹ دی ۲۲, دوشنبه

 

یک کشتی گیر دیگر ایرانی در معرض خطر اعدام است



یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا و چند نهاد ورزشی و حقوق بشری به صدور حکم اعدام برای مهدی علی حسینی اعتراض کرده‌اند. کمیته بین‌المللی المپیک و فدراسیون جهانی کشتی به خاطر بی‌عملی در برابر رژیم ایران مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

به گزارش رادیو آلمان، مهدی علی حسینی در سال ۱۳۹۴ در جریان یک درگیری در استان خوزستان به اتهام قتل بازداشت و سپس به قصاص محکوم شد.

یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا صدور حکم اعدام برای مهدی علی حسینی کشتی‌گیر فرنگی‌کار خوزستانی را به شدت محکوم کرد.

اِلی کوهانیم به شبکه تلویزیونی فاکس نیوز گفته است: «رژیم ایران باید پاسخگوی نقض شدید حقوق بشر باشد و استفاده از اهرم اعدام برای ماندن در قدرت را متوقف کند.»

کوهانیم که دستیار ویژه وزارت امور خارجه آمریکا در مبارزه با یهودی‌ستیزی است با انتقاد از عملکرد اتحادیه اروپا در برابر رژیم ایران گفته است: «این اتحادیه باید از خود بپرسد در چه مقطعی یک حکومت را به عنوان یک بازیگر بد در نظر می‌گیرد و بر اساس آن اقدام می‌کند.»

الی کوهانیم که در سال ۱۹۷۹ زمانی که شش سال داشته به همراه خانواده‌اش از ایران فرار کرده، ادامه داده است: «آیا این زمانی است که حکومت از تروریسم حمایت می‌کند و باعث بی‌ثباتی در منطقه می‌شود؟ زمانی است که رژیم مردم خود را گرسنه نگه می‌دارد و رهبری‌اش را تغذیه می‌کند؟ زمانی است که حکومت به طور وسیع و فاحش حقوق بشر را علیه شهروندان خودش نقض می‌کند؟ رژیم ایران تمامی این‌ها را به کار بسته است.»

راب کوهلر، مدیرکل سازمان حمایت از حقوق بشر در ورزش نیز به فاکس نیوز گفته است: «رژیم ایران نوید افکاری را در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰ به قتل رساند و حالا یک کشتی‌گیر دیگر، مهدی علی حسینی به اعدام محکوم شده است. کمیته بین‌المللی المپیک و فدراسیون جهانی کشتی چقدر شاهد دیگر نیاز دارند تا کمیته ملی المپیک حکومت ایران را تعلیق کنند؟»

آمریکا؛ خامنه‌ای حکم اعدام جمهوری اسلامی را امضا کرد

خامنه‌ای با کشتن نوید افکاری «حکم اعدام جمهوری اسلامی» را امضا کرد

به گزاش صدای آمریکا، مایکل روبین، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» واشنگتن، در یادداشتی در «نشنال اینترست» نوشته است که جمهوری اسلامی با اعدام نوید افکاری، بر امید به اصلاحات داخلی خط بطلان کشید و «حکم اعدام» خود را امضا کرد.

آقای روبین در این یادداشت با اشاره به اعدام چندین هزار زندانی به دست حکومت جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۷، و اعدام ده‌ها هزار زندانی و مخالف می‌نویسد در طول چهل و یک سال حیات رژیم، معتقد است هرچند شمار کشته‌شده‌ها با توجه به گستردگی موارد نقض حقوق بشر در ایران تبدیل به آمار شده‌ است، اما تاکید می‌‌کند که اعدام نوید افکاری برای حکومت جمهوری اسلامی بسیار گران تمام خواهد شد.

نویسنده این یادداشت با اشاره به اهمیت دو ورزش فوتبال و کشتی در ایران، اولی را بیشتر مطلوب طبقه تحصیل‌کرده و نخبه، و دومی را محبوب قشر کارگر می‌داند و می‌گوید، جمهوری اسلامی نیز مانند دیگر حکومت‌های ارتجاعی، افرادی را که نگاه بین‌المللی دارند پس می‌زند و ادعای مشروعیت خود را بر حمایت طبقه تهیدست و کارگر بنا می‌کند. او می‌افزاید: «اما اعدام افکاری نشان می‌دهد [که رژیم] از تلاش برای راه یافتن به قلب و اندیشه پایگاه اصلی خود [طبقه تهیدست و کارگر] دست برداشته و بر قساوت تکیه کرده است.»

آقای روبین می‌گوید که اعدام نوید افکاری در سطح بین‌المللی نیز تبعات دیگری در حوزه‌هایی همچون ورزش نیز در پی خواهد داشت. او می‌گوید که اعدام یک ورزشکار قهرمان چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و پس از پایان شیوع کرونا می‌تواند منجر به محرومیت ایران از مجامع بین‌المللی شود.

آقای روبین نوشته است بسیاری از دیپلمات‌ها و سیاستمداران اروپایی و آمریکایی معتقد بودند اصلاح‌طلبان ایران می‌توانند کشور را تغییر دهند؛ اما اعدام افکاری بر این تفکر خط بطلان کشید. او با اشاره به واهمه حکومت از «مردم ایران و هر قهرمان زنده‌ای که ممکن است مردم را کنار هم جمع کند» می‌گوید که «نسل بعد رهبران ایران ممکن است از داخل زندان‌های جمهوری اسلامی برخیزد.»

نویسنده در پایان این مطلب اعدام نوید افکاری را نشان‌دهنده ضعف و وحشت و انزوای رهبران ایران می‌داند و می‌نویسد: «مورخان به روز اعدام نوید افکاری، به عنوان روزی که خامنه‌‌ای به امید برای اصلاحات پایان داد و به جای آن، حکم اعدام جمهوری اسلامی را امضا کرد.»

خامنه‌ای حکم نابودی خود را امضا کرد

فایل صوتی زیر: آخرین سخنان تلفنی نوید افکاری؛ سند فریب و به مسلخ بردن قربانی. این مکالمه تلفنی نشان می‌دهد که نوید از اجرای حکم خود خبر نداشته است.

یک فعال سیاسی داخل کشور درباره استراتژی “نصر بالرعب” خامنه ای: مرعوب واقعی اعدام کنندگانند

رادیو آلمان در گزارشی اعلام کرد با توجه به شواهد بدست آمده نمی‌توان اعدام نوید افکاری را اجرای یک حکم قضائی تلقی کرد و این کار بیشتر یک جنایت فجیع است که ظاهرا با هدف زهرچشم گرفتن از معترضان و دهن‌کجی به افکار عمومی بین‌المللی انجام شده است.

سفیر آلمان در تهران امروز پس از آنکه در توئیتر نوشت: عمیقا از اعدام نوید افکاری متحیر شدیم. پذیرفتنی نیست که برای خاموش کردن صداهای مخالف، قوانین اساسی حقوقی نادیده گرفته شوند. دو برادر نوید هنوز در زندان هستند و اکنون به همبستگی ما نیاز دارند!، به وزارت خارجه جمهوری اسلامی احضار شد.

بنا به گزارشها، به سفیر آلمان گفته شده که مداخله در قوانین و مقررات و رویه‌های قضایی مستقل جمهوری اسلامی به هیچ وجه قابل قبول و تحمل نیست و از سفارت آلمان انتظار می‌رود حد و حدود وظایف دیپلماتیک خود را شناخته و پا از آن فراتر نگذارد.

در همین حال شهناز اکملی مادر مصطفی کریم بیگی، که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ کشته شد، و خود نیز از زندانیان حکومت است در پیامی به مادر نوید افکاری نوشت: تا روز دادخواهی از این حکومت ظلم و استبداد در کنار هم خواهیم بود.

همچنین شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری که در سال ۱۳۹۳ اعدام شد، در ویدئویی خطاب به مادر نوید افکاری گفت: من گریه نکردم و خشمم را نگه داشتم برای روز حسابرسی. گریه نکن و به سینه نکوب، زاری نکن، فریاد بزن، حالا باید پرچمدار دادخواهی فرزندت باشی.

ابوالفضل قدیانی٬ فعال سیاسی نیز در واکنش به اعدام نوید افکاری نوشت: اعدام غیرقانونی، انتقام جویانه و ظالمانه نوید افکاری جنایتی است مسلم و به شدت محکوم می باشد. این اعدام ورق سیاهی بر پروندهٔ سیاه تر از سیاه خود کامهٔ امروز ایران علی خامنه‌ای و عمال سرکوبگرش.

او افزود: این جنایت و جنایاتی نظیر این برای بقای این قدرت فاسد جهنمی است که خصلت خود ویرانگری آن تشدید شده و زوال مشروعیتش عیان گشته است. بر همگان آشکار است نظام تمامیت خواه حکومت اسلامی با تشبث به استراتژی رسوای نصر بالرعب می کوشد مردم را مرعوب و منفعل کند اما مرعوب واقعی اعدام کنندگانند که از وحشت قیام مردم علیه خود قدرت تعقل و تفکر را از دست داده اند. مسئول اصلی این جنایت علی خامنه‌ای است که باید پاسخگو باشد.

خامنه‌ای حکم مرگ خود را امضا کرد

خامنه ای با اعدام نوید افکاری، یک سمبل و قهرمان ملی برای مقاومت مردم ساخت. «خلیفهٔ خرف شده»! (۱) هنوز نفهمیده است که با دهن کجی به خواست مصرانهٔ مردم و هشتک‌های «اعدام نکنید» آنها، نه حکم قتل نوید، بل حکم نابودی خود را امضا کرده است. فهم این واقعیت زمان درازی نمی‌خواهد ولی دیکتاتورها در پایان عمر از درک آن عاجزند.

پانویس:
(۱) اصطلاحی که سلطان محمود غزنوی به هنگام خشم و هیجان در مورد خلیفهٔ عباسی و اصرار او به کشتن «حسنک وزیر» به اتهام قرمطی بودن به کاربرد:

«به این خلیفهٔ خرف شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کرده‌ام در همهٔ جهان و قرمطی می‌جویم و آنچه یافته آید و درست گردد بردار می‌کشند، و اگر مرا درست شدی که حسنک قرمطی است خبر به امیرالمؤمنین رسیدی که در باب وی چه رفتی. وی را من پرورده‌ام و با فرزندان و برادران من برابر است. اگر وی قرمطی است من هم قرمطی باشم!» (تاریخ بیهقی)

۱۳۹۹ دی ۱۹, جمعه

 


کرج؛ دو فعال کارگری جهت تحمل حبس احضار شدند

هاله صفر زاده و همسرش علیرضا ثقفی از فعالان کارگری جهت تحمل دوران محکومیت حبس به شعبه اجرای احکام دادسرای کرج احضار شده اند.

هاله صفر زاده و علیرضا ثقفی، فعالان کارگری پیشتر توسط شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان البرز از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده و جهت تحمل دوران محکومیت حبس به شعبه اجرای احکام دادسرای کرج احضار شدند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران، این شهروندان در پی اخطار به وثیقه گذار به شعبه اجرای احکام کرج احضار شده اند.

سال گذشته، شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان البرز، حکم ۱ ‌سال حبس تعزیری علیرضا ثقفی و همسرش هاله صفر زاده و پروین محمدی از فعالان کارگری را عیناً تأیید کرد.

در مرجله بدوی شعبه اول دادگاه انقلاب کرج این سه فعال کارگری را بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به احکام زندان محکوم کرده بود.

بر اساس گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران در دادنامه صادره که در تاریخ ۹ مهر ماه ۱۳۹۸، تنظیم و به تأیید دو مستشار این دادگاه رسول کرم پور و رحمان شعبانی رسیده آمده بود:

«دادگاه جامع اوراق را بررسی و مداقه قرار داده، دادنامه مذکور مطابق با تحقیقات معموله و ادله مضبوط در پرونده است و از حیث مبانی استنباط و انطباق موضوع و موازین قانونی ایراد و اشکال مؤثری بر اساس دادنامه وارد نیست و دلایل مستند و موجهی که نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید ارائه نشده است بنا بر این با استناد به ماده ۴۵۵ از قانون دادرسی کیفری ضمن رد اعتراض دادنامه مذکور تأیید و استوار می‌گردد. رأی قطعی است.»

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای کرج؛ دو فعال کارگری جهت تحمل حبس احضار شدندبسته هستند

فعال مدنی زن به یک سال حبس تعزیری محکوم شد

زهرا ناظوری، فعال مدنی و همسر عبدالرسول مرتضوی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین ربه یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، حکم بدوی صادره علیه زهرا ناظوری، فعال مدنی که پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود، از سوی شعبه ۲۳ دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان عیناً تأیید شد.

این فعال مدنی، توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اصفهان با مستشاری محمود بهرامی از بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

شعبه ۲۳ دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به ریاست قاضی حمیدرضا امانی و با مستشاری جمشید قنبری، روز شنبه ۱۳ دی ماه ۱۳۹۹، حکم صادره توسط دادگاه بدوی علیه این فعال مدنی را عیناً تأیید کرد.

مصادیق اتهام های انتسابی علیه این فعال مدنی «گزارش پلیس اطلاعات و امنیتی عمومی استان اصفهان»، «مستندات به دست آمده از تلفن همراه وی» و «تهیه و انتشار کلیپ‌های ضد نظام در فضای مجازی» عنوان شده است.

گفته شده است مصادیق اتهامی به مطالب منتشر شده زهرا ناظوری در خصوص اعتراض به محکومیت همسرش عبدالرسول مرتضوی (یکی از امضاکنندگان بیانیه‌ای با امضای ۱۴ تن از کنشگران مدنی مبنی بر استعفای علی خامنه‌ای) اشاره دارد.

عبدالرسول مرتضوی روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد به همراه چند فعال سیاسی دیگر بازداشت شد.

وی یکی از بازداشت‌شدگان مرتبط با بیانیه موسوم به ۱۴ تن است که در حال حاضر دوران محکومیت حبس را در زندان اصفهان طی می کند.

۱۳۹۹ دی ۱۵, دوشنبه

 


یک متهم بر اثر شکنجه ماموران کرمانشاه به کما رفت



برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز یک‌شنبه ۱۴ دی ۹۹ (۳ ژانویه ۲۰۲۱)، یک متهم باهویت ”بهمن عقابی“ ۳۵ ساله اهل روستای چقا جنگا از توابع شهرستان اسلام‌آباد غرب استان در اثر ضرب و شتم و شکنجه ماموران اداره آگاهی شهر کرمانشاه به کما رفته است.

به گفته یک منبع مطلع، بهمن عقابی هم‌‌اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان ”خمینی“ کرمانشاه و تحت تدابیر شدید امنیتی بستری است.

این منبع اعلام کرد که ماموران اداره آگاهی هیچ گونه اطلاعی به خانواده‌اش نداده‌اند و آنها از طریق بیمارستان از وضعیت فرزندشان مطلع شده‌اند و با این حال تاکنون اجازه ملاقات به آنها را نداده‌اند.

ماموران اداره آگاهی به خانوادی عقابی گفته‌اند که فرزند آنها به دلیل خوردن قرص ترامادول به کما رفته است، اما خانواده‌اش اعلام کرده‌اند وی حتی سیگار هم نمی‌کشیده است.

شایان ذکر است شکنجه متهمان در ادارات گاهی تحت عنوان بازجویی فنی به امری معمول در بازداشتگاه‌های انتظامی و امنیتی تبدیل شده و سالانه تعدادی از متهمان در اثر اعمال همین بازجویی فنی که عبارت است از شکنجه روانی و فیزیکی متهم، جان خود را از دست می‌دهند.

شکنجه های وحشیانه منجر به قتل یک جوان ۱۹ ساله شد

خبرگزاری هرانا – روز چهارشنبه ۲۸ آبان‌ماه، محمد دوجی زندانی ۱۹ ساله در زندان امیرآباد گرگان در پی شکنجه جسمی توسط افسر نگهبانان، جان خود را از دست داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از توهرا، امروز چهارشنبه ۲۸ آبان‌ماه ۱۳۹۹، یک زندانی در زندان امیرآباد گرگان در پی شکنجه جسمی توسط افسر نگهبانان جان خود را از دست داد.

در این گزارش، هویت این زندانی “محمد دوجی” ۱۹ ساله اهل روستای اودک دوجی از توابع شهرستان آق‌قلا با اتهامات مربوط به نزاع عنوان شده است.

در این گزارش به نقل از یکی از زندانیان این زندان آمده است: “در زندان درگیری صورت گرفت و افسر نگهبانان برای تنبیه محمد لباس هایش را درآوردند و به صورت عریان دست و پایش را پابند و دست بند زدند و از سقف زندان در سرما آویزانش کردند و کتک زدند تا از هوش برود، آب سرد می‌ریختند تا تنبیه شود و اینها همگی مقابل چشمان ما زندانیان برای درس عبرت صورت می‌گرفت که متاسفانه بامداد امروز دیگر نتوانست شکنجه ها را تحمل کند”.

این زندانی در ادامه می‌گوید که “جو زندان از بامداد امروز بسیار امنیتی است و مسئولان برای زندانیان محدودیت هایی اعمال کردند، از این رو تاکنون برای هیچ یک از زندانیانی که حکم آزادی آنان ابلاغ شده حق خروج از زندان داده نشده است”.

جوان لُر را برای اعتراف اجباری زیر شکنجه کشتند

گزارش روز یکشنبه: یک جوان لرستانی زیر شکنجه های وحشیانه ماموران اطلاعات سپاه پاسداران که می خواستند او را وادار به اعتراف اجباری کنند، به قتل رسیده است.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، یک زندانی ۲۷ ساله اهل هرسین و ساکن نورآباد لرستان با هویت فرهاد وثوقی در زندان مرکزی خرم‌آباد زیر شکنجه به قتل رسید.

برادر فرهاد وثوقی ضمن تایید این خبر به خبرنگار هه‌نگاو اعلام کرد که جسد برادرش را در پزشک قانونی خرم‌آباد مشاهده نموده که مورد شکنجه غیرانسانی قرار گرفته است.

فرهاد وثوقی ۲۷ ساله، متاهل و پدر یک پسر سه ماهه است. وی اصالتاً اهل هرسین و ساکن روستای تنگ پری شهرستان نورآباد بوده است.

به گفته یک منبع مطلع، فرهاد وثوقی حدوداً سه هفته پیش به اتهام شرکت در قتل یک شهروند دیگر اهل نورآباد با هویت حسین جوزی بازداشت و از روز دوم بازداشت تا زمانی که به قتل رسیده در سلول انفرادی زندان مرکزی خرم‌آباد محبوس بوده است.

این منبع در ادامه اظهار داشت که حسین جوزی یکی از فعالین و سازمان دهندگان اعتراضات آبان‌ماه سال گذشته در نورآباد بوده و چندی پیش توسط نیروهای اطلاعات سپاه ربوده شده و سپس به قتل رسیده است و برای رد گم کردن دو عضو یک خانواده را به اتهام قتل وی بازداشت کرده‌اند.

گفتنیست که یک برادر دیگر او با هویت مصطفی وثوقی نیز حدوداً سه ماه پیش به اتهام قتل این فعال نورآبادی بازداشت و هم‌اینک در زندان مرکزی خرم‌آباد محبوس است.

خانواده وثوقی امروزجمعه ۲۳ آبان جسد فرزندشان را از پزشک قانونی خرم‌آباد تحویل گرفته‌اند.

منابع هه‌نگاو اعلام کرده‌اند که شامگاه چهارشنبه پس از درز خبر قتل فرهاد وثوقی در زندان مرکزی خرم‌آباد شورش شده و نیروهای امنیتی وارد زندان شده و اقدام به ضرب و شتم زندانیان کرده‌اند.

***********************************

جنایت، جزیی جدایی ناپذیر از ماندگاری جمهوری اسلامی

مادران پارک لاله ایران: جمهوری جنایت اسلامی ایران، باز هم کشت تا به ما بگوید که «جنایت» جزیی جدایی ناپذیر از «ماندگاری» حکومت خدایگان بر روی زمین است!

سحرگاه شنبه ۲۲ شهریور، نوید افکاری سنگری، جوان ۲۷ ساله کشتی گیر، آزادی خواه و شجاع که در اعتراض های سال ۱۳۹۷ در شیراز شرکت کرده بود را در زندان عادل آباد شیراز (آن زندان مخوف که شکنجه های وحشیانه ی آن زبان زد زندانیان سیاسی در دهه ی شصت است)، به دار کشیدند تا به ما بگویند که در «جنایت»، به روش خدایگان شان «جمهوری» دارند و با هم و در برابر مردم، به ویژه مردم زحمتکش و فرودست جامعه، دست‌های شان برای جنایت و ظلم هم چنان در دستان هم است تا ماندگاری شان را بر سر مردم جان به لب رسیده ی ایران حفظ کنند. وحید و حبیب افکاری سنگری، دو برادر نوید نیز با احکام سنگین هم چنان در این زندان در بازداشت و زیر شکنجه هستند. وحید افکاری؛ ۳۵ ساله به ۵۴ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری؛ ۲۹ ساله به ۲۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. متهم چهارم این پرونده نیز فردی به نام سعید دشتکی؛ ۲۲ ساله است که به ۱۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق متهم شده و به شدت نگران سلامتی آن‌ها هستیم.

ما مردم ایران نیز پیام حکومت را سال هاست گرفته‌ایم و می‌دانیم که آن‌ها برای نابودی آزادی و عدالت و در استقرار تبعیض و نابرابری با هم متحدند و طناب های دارشان را پا بر جا نگاه داشته‌اند تا نفس هر آن کس که برای آزادی و عدالت و برابری ایستاده است را بگیرند.

سرکوب، شکنجه و جنایت های این حکومت از همان آغاز تا به امروز ادامه داشته است و هزاران نفر را پای چوبه های دار حلق آویز کردند یا با گلوله های سربی شان آن‌ها را تیرباران کردند و آن چوبه های دار و صدای شلیک گلوله ها و تک تیرها هم چنان شبانه‌روز جلوی چشمان ما نمایان است و در گوش‌های ما زنگ می‌زند تا بیدار بمانیم و یادمان باشد که با ما چه کردند و می کنند.

آن‌ها از آغاز موجودیت شان، پرچم جنایت و تبعیض و ستم را بلند کردند تا به ما بفهمانند که برای زنده ماندن و نفس کشیدن زیر پرچم آن‌ها راهی جز این نیست که در برابر جنایت های شان سر تعظیم فرود آوریم و سکوت کنیم، ولی بسیاری از انسان‌های آزادی خواه و شجاع تن به این سکوت ندادند و در برابر شان ایستادند. خانواده‌های آن‌ها نیز دادخواهانه این راه را تا به اکنون ادامه داده‌اند تا به این بی‌عدالتی‌ها پایان دهند. کاش این شناخت و ایستادگی ها، زودتر از این‌ها همگانی می‌شد و این همه سال اجازه ی ماندگاری به این جنایت کاران را نمی دادیم و نوید و هزاران جان عاشق دیگر زنده می ماندند.

بهیه نامجو و نوید افکاری، فریاد دادخواهی شما را نه تنها مردم ایران، که مردم جهان هم شنیدند و همراه تان ایستادیم و صدای فریادتان را بلند کردیم، ولی دردا و دریغا که این جمهوری جنایت و پلیدی، راهی جز جنایت و ستم نمی شناسد. نوید به درستی گفت: «آن‌ها برای طناب دارشان دنبال گردن می گردند». یعنی تا این‌ ستم کاران هستند، این چوبه های دار پابرجاست.

بهیه نامجو،‌ مادر داغدار و ایستاده ی نوید افکاری، ما با تمام وجودمان می‌دانیم که زخمی که بر جان و تنت نشاندند، زخم عمیقی است که تا ماندگاری این جنایت کاران بر مسند قدرت، درمان نخواهد شد. هم چنان ایستاده و دادخواه بمان و بدان که در همین روزها و ماه ها، هزاران جان شیفته که در دهه ی شصت زندانی این جنایت کاران بودند را با وجود داشتن احکام ناعادلانه زندان، پشت درهای بسته و بدون اطلاع زندانیان سیاسی و خانواده‌های شان و بدون آخرین دیدار، کشتند و هزاران مادر و خانواده را داغدار کردند و این زخم هم چنان تازه است. خانواده‌های آن‌ها پس از گذشت ۳۲ سال از آن قتل عام، هنوز نمی‌دانند که چرا و چگونه عزیزان شان را کشتند و پیکر آن‌ها را در کدام گوشه از خاک خاوران و خاوران ها در تهران و شهرستان‌ها به خاک داده‌اند و استخوان‌های آن جان های عاشق کجاست. تمامی جناح های در قدرت نیز تا به اکنون و با وقاحت تمام حقیقت این جنایت ها را انکار یا تحریف کرده‌اند و می‌کنند، چون از خشم مردم و برقراری عدالت می ترسند.

خانواده های داغدار نامجو و افکاری و تمامی خانواده‌های داغدار و دادخواه ایران، از صمیم قلب به شما تسلیت می‌گوییم و همدردتان هستیم. بدانید که زخم شما زخم ما، خشم شما خشم ما و دادخواهی شما دادخواهی ماست و همراه تان ایستاده‌ایم تا دادمان را از «جمهوری جنایت اسلامی ایران» بگیریم و دنیایی عاری از قتل و جنایت و بی‌عدالتی و نابرابری بسازیم.

ما مادران پارک لاله ایران، زنانی دادخواه هستیم که از یازده سال پیش از تیرماه سال ۱۳۸۸، پس از سرکوب، بازداشت، شکنجه و کشتار مردم معترض در خیابان و در زندان ها، به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، همراه تمامی زخم خوردگان و دادخواهان ایستاده‌ایم.

ما قتل نوید و هزاران جان عاشق دیگر و این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، قساوت،‌بازداشت، شکنجه، شلاق، اعترافات اجباری، تبعیض، بی‌عدالتی و اعدام را به دشت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات شکنجه و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای؛ ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت جنایت کار اسلامی ایران می دانیم.

صدای بهیه نامجو، نوید، وحید و حبیب افکاری و دیگر زندانیان سیاسی و خانواده‌های شان باشیم و فریاد اعتراض مان را علیه این حکومت جور و جنایت بلند کنیم!

یاد نوید و هزاران جان عاشق که در برابر این حکومت جور و جنایت ایستادند، زنده و ماندگار باد!

بمب گذاری در مسیر جابجایی خامنه‌ای مزدور

  ۱ ۰ بمب گذاری در مسیر جابجایی خامنه ای ‫۰ کلیک    بالابلاگ اخبار رسیده از درون سپاه ولی امر که نیروی ویژه محافظ خامنه ای است حاکی از آن اس...