‏نمایش پست‌ها با برچسب ،اخبار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ،اخبار. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ مرداد ۸, جمعه

یک روحانی منتقد باند حاکم: تا دیر نشده عقب نشینی کنید

یک عضو مجلس خامنه ای در رابطه با بررسی مخفیانهٔ طرح فیلترینگ اینترنت گفته: بنظرم الان موقع مناسبی نیست آقایان! ضامن نارنجک را نکشید…

محمدرضا زائری، فعال رسانه‌ای هم گفته: مردم الان دارند همین اینترنت ضعیف را با فیلترشکن و مصیبت و دردسر تحمل می کنند، شما می آیید همین را هم قطع می کنید و راهی جز ریختن در خیابان باقی نمی گذارید!

این روحانی منتقد باند حاکم افزود: عقل می گوید که تا دیر نشده از موضع اقتدار و عزت و مسالمت و محبت، با طرف مقابل کنار بیایید و نگذارید کار به جایی بکشد که از موضع ضعف و انفعال تسلیم حداکثرهایی بشوید که اصلا فکرش را هم نمی کنید! کاش همه ما همین را بفهمیم!

بهت کشورها از مدیریت کرونایی؛ هر ۵دقیقه یک فوتی!

چند هفته‌ای می‌شود که تهران در وضعیت قرمز است. روز سه‌شنبه هم محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران گفته فوتی‌های کرونا بیش از مرز ۱۵۰ نفر هم عبور کرده. وضعیتی که نشان از بحرانی بودن وضعیت کرونا در پایتخت می‌دهد. حالا رئیس اورژانس تهران با اشاره به پر شدن بیمارستان‌های پایتخت گفته: «در هیچ کجای تهران تخت خالی نیست. بهتر است در بیمارستان‌ها دنبال تخت خالی نگردید

۱۴۰۰ خرداد ۲, یکشنبه

بازداشت دوشهروند کرد درمهاباد و ارومیه

 


بازداشت دو شهروند کُرد در مهاباد و ارومیه

بازداشت دو شهروند کُرد در مهاباد و ارومیه

 12:39 - 23 May 2021

 

هه‌نگاو: طی روزهای اخیر دو شهروند کُرد در شهرهای مهاباد و ارومیه توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده‌اند.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ (۲۱ می ۲۰۲۱)، نیروهای اطلاعات سپاه در مهاباد یک شهروند را با هویت “قاسم عزیزیان” ۲۸ ساله بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند.

به گفته یک منبع مطلع، قاسم عزیزیان در منزل پدریش واقع در روستای “لج” بازداشت شده است.

این منبع که نخواست نامش فاش شود اعلام کرد که قاسم عزیزیان به تهام همکاری با یکی از احزاب کُردستانی اپوزسیون حکومت بازداشت و سرنوشت و محل نگهداریش نامعلوم است.

از سوی دیگر، روز پنج‌شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ (۱۳ می ۲۰۲۱)، یک شهروند اهل  روستای “اینگیجه” از توابع منطقه برادوست ارومیه با هویت “بهمن اسماعیلی” توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بهمن اسماعیلی به اتهام همکاری با یکی از احزاب کُردستانی اپوزسیون حکومت بازداشت شده و علی‌رغم پیگیری‌های مداوم خانواده‌اش، سرنوشت و محل نگهداریش نامعلوم است.

۱۳۹۹ دی ۲۲, دوشنبه

خودکشی کارگر در محل کار و مقابل دوربین‌ مداربسته

 خودکشی کارگر شهرداری مرودشت به دلیل عدم دریافت حقوق و مشکلات معیشتی

خبرگزاری هرانا – روز شنبه ۲۰ دی ماه، یکی از کارگران شهرداری شهرستان مرودشت واقع در استان فارس به دلیل عدم پرداخت به موقع حقوق و مشکلات معیشتی، در محل کار خود و مقابل دوربین‌های مداربسته، از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو زمانه، روز شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹، یکی از کارگران شهرداری شهرستان مرودشت واقع در استان فارس خودکشی کرد.

بر اساس این گزارش، این کارگر در بخش تاسیسات موتوری شهرداری مرودشت مقابل دوربین‌های مدار بسته از طریق حلق آویز کردن به زندگی خود پایان داد.

هویت وی بهرام ابراهیمی‌مهر، متاهل و دارای یک فرزند، احراز شده است.

این کارگر در یادداشتی که برای همکارانش نوشته، اشاره می‌کند که بارها به دلیل اعتراض نسبت به تعویق حقوق از سوی مسئولان طرف قرارداد در شهرداری مرودشت به اخراج از کار تهدید شده است.

وی در بخشی از این نامه نوشته است: “من این متن را می‌نویسم از طرف همه همکاران، بخصوص راننده‌های زحمتکش شهرداری مرودشت خدمت شما عرض می‌کنم، من یازده سال است در این خراب‌شده زحمت می‌کشم همه‌اش با حقوق پایین و با تاخیر زیاد و هر برج باید حقوق ما دورتر و دورتر واریز بشود. در این یازده سال همه‌اش به ما می‌گفتند این برج درست می‌شود، برج دیگر درست می‌شود، سر برج شش درست می‌شود و سر سال درست می‌شود، خراب‌تر شد که بهتر نشد. تعطیل کاری‌ها را می‌آییم و اضافه‌کاری‌ها را به ما نمی‌دهند. حقوقی که هفت سال پیش می‌گرفتیم الان همچنان می‌گیریم. حقوق دریافتی ما دو میلیون و هشتصد هزار تومان است، حتی پایین‌تر با این حقوق چطور می‌توانم مخارج خانه‌ و قسط‌های عقب افتاده و بدهکاری‌ها را بدهم”.

بهرام ابراهیمی‌مهر در دست نوشته‌اش اشاره می‎‌کند که همکارانش در شهرداری مرودشت شرایط مشابهی دارند و در پایان از همکارانش می‌خواهد که متن او را تا جایی که امکان دارد منتشر کنند و اشاره می‌کند که با وجود «تورم و حقوق بی‌موقع» امکان زندگی کردن ندارد.

خودکشی کودک کار که در برنامه تلویزیونی حضورداشت

رضا، نوجوان حدودا ۱۸ ساله که صحبت هایش سالها پیش در برنامه تلویزیونی ماه عسل مورد توجه بسیاری قرار گرفته بود اقدام به خودکشی کرد و جان خود را از دست داد.

این کودک کار در این برنامه تلویزیونی در پاسخ به سوال مجری که پرسیده بود “آرزویت چیست؟” گفته بود “از صبح تا شب سر کار بودم وقت نکردم به آرزویم فکر کنم”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از جماران، امروز دوشنبه ۱۵ دیماه ۹۹، رضا، نوجوان حدودا ۱۸ ساله دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد.

صفحه اینستاگرام خانه ایرانی لب خط (حامی کودکان کار) با انتشار تصویری از رضا، کودکی که با حضور در برنامه ماه عسل با سخنان خود شناخته شد، نوشت: در کمال ناباوری، درگذشت یکی از جوانان خانه‌ی ایرانی لب‌خط را تسلیت می‌گوییم.

صحبت‌های رضا سال‌ها پیش در برنامه تلویزیونی ماه عسل مورد توجه بسیاری قرار گرفته بود. این کودک کار در این برنامه تلویزیونی در پاسخ به سوال مجری که پرسیده بود “آرزویت چیست؟” گفته بود “از صبح تا شب سر کار بودم وقت نکردم به آرزویم فکر کنم”.

در این گزارش به دلایل و انگیزه خودکشی رضا اشاره ای نشده است.

خودکشی دختر ۱۳ ساله در گچساران
خودکشی یک دختر نوجوان در تهران

خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۱۱ دی، یک دختر ۱۳ ساله در گچساران با پریدن از‌ بالای یک پل زیرگذر دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از انتخاب، شامگاه پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹، یک دختر ۱۳ ساله در گچساران با پریدن از‌ بالای یک پل زیرگذر دست به خودکشی زد.

این کودک به دلیل شدت جراحات وارده پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، برخی منابع محلی هویت او را مهسا عنوان کرده‌اند.

خودکشی یک دختر نوجوان در تهران

خبرگزاری هرانا – در آذرماه سال جاری یک دختر ۱۶ ساله در تهران از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرد و پس یک هفته مراقبت های درمانی، در بیمارستان جان خود را از دست داد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، در آذرماه امسال والدین نرگس مطلب پور ۱۶ ساله دخترشان را حلق آویز از چهارچوب در مشاهده کردند.

اکبر باقری دایی نرگس می گوید: “آن روز خواهر نرگس و دوستش چندبار با او تماس می گیرند اما او پاسخ نمی دهد. نگرانش می شوند و به خانه می روند. اما نرگس را درحالی که شیشه بالای در اتاق را شکسته بود و با چادر مادرش خودکشی کرده بود را می بینند و او را به بیمارستان امام حسین شهرستان بهارستان منتقل می کنند. “.

دایی نرگس می گوید: “خواهرزاده ام حدود یک هفته در بخش مراقبت های ویژه بستری بود. پزشکان برای بازگرداندن او به زندگی خیلی تلاش کردند اما درنهایت او دچار مرگ مغزی شد و همه امیدهایمان از بین رفت”.

پسر ۱۲ ساله در استان کرمانشاه خود را حلق آویز کرد

خبرگزاری هرانا – یک پسر ۱۲ ساله اهل روستای جوجار از توابع بخش مرکزی شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه، به دلایل نامعلومی از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زد و جان خود را از دست داد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، یک پسر ۱۲ ساله در شهرستان ثلاث باباجانی از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زد و جان خود را از دست داد.

هویت این کودک محمد ویسی، فرزند حسن و اهل روستای جوجار از توابع بخش مرکزی شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه، احراز شده است.

در این گزارش به انگیزه خودکشی وی اشاره ای نشده است.

نگاهی به خودکشی کودکان به علت نبود امکانات آموزش مجازی

شیدا آریایی‌پور/ماهنامه خط صلح (هرانا) – در حال حاضر جامعه‌ی ما از جامعه‌ی سنتی به سوی جامعه‌ی الکترونیک در حال حرکت است به خصوص از زمان شیوع ویروس کرونا اجرایی شدن مباحث الکترونیکی لازم و ضروری شده است. آموزش و پرورش به عنوان یک ارگان مهم جامعه، برای مواجهه با این فرایند اجتماعی، سیاسی و فرهنگی وظایف مهمی را به عهده دارد، تا بتواند فرهنگ قومی و مذهبی خود را حفظ کند. در این زمینه بهره‌مندی از فضاهای مجازی نیز، مبتنی بر میزان بصیرتی است که در یادگیرنده وجود دارد. تمام هم و غم معلم، خانه و مدرسه باید این باشد که سه توانایی اساسی (فهم، نقد و توان تصمیم گیری) در یادگیرنده شکل بگیرد. این همان «بصیرت» است که باید هدف تعلیم و تربیت باشد.

چالش‌‌های فضای مجازی همچون پخش عکس‌‌های برهنه، عدم کنترل پدر و مادر، اعتیاد اینترنتی، گره خوردن دنیای مجازی به واقعیت، هویت جعلی، الگوی عمومی ظهور خود برای کودکان، چاقی کودکان و نوجوانان و غیره تبیین شده است، که نیازمند فرهنگ‌سازی عمیق است. با توجه به این که تاکنون زیرساخت‌‌ها و فرهنگ‌سازی مناسبی ایجاد نشده بود، مواجهه شدیم با شیوع کرونا و الزام برای آموزش مجازی کودکان. مشکلات و معضلات فرهنگی و عدم آموزش و نحوه‌ی استفاده‌ی درست از فضای مجازی از یک طرف، و فشارهای مالی که به خانواده برای تهیه‌ی حداقل‌‌های ابزار ورود به این فضا از طرف دیگر.

سرپرست خانواده‌ها مجبور به تهیه گوشی‌های هوشمند و خرید بسته‌های اینترنتی هستند که با این افزایش قیمت‌ها، این امر در بسیاری از خانواده‌ها غیرممکن شده است. طبق گزارش سازمان برنامه و بودجه کشور(باشگاه خبرنگاران جوان، کد خبر: ۷۱۳۱۳۹۲) نمودار درج شده در انتهای مطلب، مربوط به آمار تعداد فرزندان خانواده‌ها است، طبق این نمودار خانواده‌های دارای چهار یا پنج فرزند را در نظر بگیرید. سرپرست این خانواده‌ها می‌بایست برای تمام فرزندان خود گوشی هوشمند و بسته‌های اینترنتی تهیه کنند که بتوانند هر صبح در کلاس‌هایشان به صورت همزمان حاضر شوند. بحث میزان فشار مالی وارده به سرپرست‌ها موضوع دیگری است که در این جا به آن نمی‌پردازیم، و سعی در بررسی به آسیب‌های وارد شده به کودکان به دلیل عدم امکانات کلاس‌های مجازی داریم.

بسیاری از خانواده‌ها به دلایل مطرح شده توانایی خرید امکانات ورود به فضای مجازی جهت برگزاری کلاس‌ها برای کودکان‌شان را ندارند. می‌توان گفت که علاوه بر خانواده‌های فقیر، خانواده‌های متوسط هم که تعداد فرزندان بیش از دو نفر دارند توانایی خرید گوشی‌های هوشمند در این اوضاع افزایش قیمت‌ها را نخواهند داشت. در این بین آسیب‌های جبران ناپذیری به ارکان خانواده به خصوص کودکان وارد می‌شود. زیرا کودکان نمی‌توانند بسیاری از مباحث را درک و تفهیم کنند و آن چه که می‌بینند عدم توانایی حضور در کلاس‌ها آنلاین و عقب ماندن از بقیه دوست‌هایشان است.

دانش‌آموزان مناطق محروم، روستاها، دانش‌آموزان عشایر و حاشیه‌نشین از گروه‌هایی هستند که به دلیل نداشتن امکانات ضروری آموزش آنلاین از کلاس درس مجازی جا مانده‌اند؛ اگر چه آموزش و پرورش برای مدیریت این موضوع اعلام کرد، کلاس‌های درس در مناطق روستایی و عشایری به شیوه حضوری برگزار می‌شود تا دانش‌آموزان از آموزش جا نمانند اما مشخص نیست تکلیف دانش‌آموزان حاشیه‌نشین شهرها که از قضا آنها هم به دلیل نداشتن ابزار از قافله آموزش مجازی جا مانده‌اند چه می‌شود؟ در کنار جا ماندن دانش‌آموزان از آموزش‌های آنلاین، موضوع مهم دیگر آسیب‌های روانی این موضوع برای کودک یا نوجوانی است که از کلاس درس مجازی جا می‌ماند و ارتباطش با معلم و دانش‌آموزان کامل قطع می‌شود.

در نظرسنجی که توسط مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری درباره‌ی دسترسی دانش‌آموزان به کامپیوتر و تلفن همراه انجام شده، این نتیجه به دست آمده است که ۴ درصد دانش‌آموزان به تلفن همراه هوشمند و کامپیوتر دسترسی ندارند، ۲۶ درصد دسترسی به سختی و ۷۰ درصد دسترسی‌شان به راحتی است.

همانطور که گفته شد بسیاری از کودکان از دسترسی به فضای مجازی برای کلاس‌ها محروم ماندند و توانایی پذیرش این تبعیض امکانات را به خوبی ندارند. در مواردی که این مسائل تشدید شود و به این کودکان مشاوره‌های اصولی و درستی داده نشود، ممکن است منجر به اختلالات روانی در آینده و حتی خودکشی شود. زیرا شاید کودکان خود درک درستی از اقدام به خودکشی نداشته باشند ولی ممکن است از محیط‌های مجازی و خارج از خانواده و حتی گاهی در خانواده، الگوی دیداری و یا شنیداری نامناسبی گرفته باشند. چقدر سخت و غم‌انگیز است صحبت در این باره. تنها راهی که به نظر می‌رسد می‌تواند مشکل گشا باشد، حمایت کامل دولت و سازمان‌های مردمی و خیریه‌ها برای رفع این معضل و آموزش به خانواده‌ها بوده، همچنین نقش خانواده در کنترل و نحوه‌ی برخورد کودکان در سختی‌ها و تبعیض‌ها بسیار حائز اهمیت است.

خبری که بوشهر را تکان داد؛ غمنامه معلم محمد

فیلم زیر: مادر دانش آموزی که خودکشی کرد: محمد به خاطر نداشتن گوشی خودکشی کرد؛ آموزش و پرورش دروغ می گوید

روابط عمومی آموزش‌وپرورش شهرستان دیر در استان بوشهر خبر خودکشی دانش‌آموز یازده ساله بوشهری به دلیل نداشتن گوشی موبایل را تکذیب کرد. این در حالی است که مادر این دانش‌آموز در گفتگو با رکنا خودکشی پسرش به دلیل نداشتن گوشی موبایل را تایید کرد.

بنا به گزارشها، اداره آموزش و پرورش بوشهر اقدام به انتشار اسنادی کرده که نشان می داد محمد در فضای مجازی با معلمش در ارتباط بوده است. و این را گواه آن دانست که پسرک گوشی هوشمند در اختیار داشته است.

اما پسردایی محمد در مورد اسنادی که از ارتباط محمد و معلمش در فضای مجازی منتشر شده است به رکنا اینطور توضیح داد: این پیام‌ها با گوشی پسرعموی من به معلم محمد فرستاده شده بود. عادل پسرعموی من یعنی یکی دیگر از پسردایی‌های محمد است که محمد چند بار وقتی کنار عادل بود با گوشی او به معلمش پیام می‌داد.

حتی متن پیام‌های منتشر شده از سوی آموزش و پرورش بوشهر هم مبین این است که دانش آموز مرحوم از عقب افتادن درس هایش گلایه‌مند است.

مادر محمد در گفتگوی خود با رکنا گفت که آن‌ها خجالت می‌کشیدند از دوستان محمد برای قرض گرفتن گوشی همراه کمک بخواهند. اما گاهی پسرک از روی استیصال از اقوام خود گوشی قرض می‌کرد تا بتواند راهی برای ارتباط با معلم خود پیدا کند.

مادر محمد که الان دو روز است در غم از دست دادن فرزند ارشدش در سوگ است، هنوز هم مرگ دلخراش محمد را باور ندارد. او در حالی که چشمش را به کتاب و دفتر‌های محمد دوخته که در نبود او حالا باید در خلوت خانه خاک بخورند؛ می‌گوید: «فرزندم دلش می‌خواست گوشی هوشمند داشته باشد تا بتواند برای معلمش عکس و وویس‌هایی را که می‌خواست بفرستد.

غمنامه معلم محمد
در فضای مجازی،متنی منتشر شده که منتسب به غم نامه معلم محمد شده است.در این متن آمده است:«خسته بودم . خسته بودم،به خودم گفتم دیگه از تدریس غیر حضوری بدترم داریم؟
روزگار ازین سخت ترم هست؟
داشتم عکسای فعالیتای بچه ها رو توی گروه (شاد)، از بین پیام ها و وویس ها جدا میکردم که باهاشون کلیپ بسازم.
همینطور که گروه رو زیر و رو می کردم،جا به جا پیام سید محمد بود که اجازه گوشی من خرابه،اجازه گوشی من عکس نمیگیره،فیلم ارسال نمیکنه…
دیروز آقای مدیر بهم زنگ زد و گفت سید محمد از دنیا رفته.
و من الان نشستم پای گروه بدون تدریس،بدون تکلیف…
از این به بعد کی وسط تدریس ریاضی بپره و بگه من گوشیم خرابه
کی بعد از وویسای روخوانی فارسی بچه ها بگه من نمیتونم وویس بذارم
کی بعد از کنفرانسای مطالعات بچه ها بگه خانم معلم عزیزم من چطوری فیلم ارسال کنم
الان کی و چطوری منو آروم کنه
الان میفهمم که روزگار ازین سخت ترم هست
سخت تر از نداشتن گوشی،نداشتن صاحب گوشیه.»

۱۳۹۹ مرداد ۲۲, چهارشنبه

صدور حکم اعدام برای یک زندانی دیگر

مدیر کل زندان‌های استان سمنان گفت که طی پنج ماهه اول سال جاری پنج نفر از زندانیانی که به اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، با گذشت اولیای دم، از اعدام رهایی یافتند”. بنابر خبری دیگر، یک زندانی متهم به “قتل” در مشهد به اعدام محکوم شد.


به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روزنامه ایران، یک زندانی که متهم است که با ریختن بنزین روی مدیر اداره برق ناحیه ۲ مشهد باعث قتل وی شده بود، به اعدام محکوم شد.
بر اساس این گزارش، این حادثه روز ۲۵ بهمن سال ۹۶ در شهر مشهد رخ داد. یکی از مشترکان شرکت توزیع نیروی برق مشهد با در دست داشتن مقداری بنزین به ساختمان امور برق ناحیه ۲ این شهرستان مراجعه و پس از مشاجره با رئیس اداره 
ناگهان بنزین را روی وی و چند نفر از همکارانش خالی کرد و کبریت کشید. بر اثر این حادثه جعفر حقگو رستمی، مدیر اداره و چند نفر از کارکنان دچار سوختگی شدند. پس از انتقال به بیمارستان روند درمانی آغاز شد اما حدود دو هفته بعد مدیر اداره که دچار ۴۰ درصد سوختگی شده بود بر اثر شدت سوختگی و مشکلات تنفسی جان باخت.

بر حسب دادنامه صادره، متهم بعد از دستگیری به ارتکاب قتل اعتراف کرده و درباره انگیزه خود از این اقدام گفت: “برق خانه مادربزرگم قطع شده بود، به شرکت برق مراجعه کردم تا علت را جویا شوم اما نه تنها پاسخ درستی به من ندادند بلکه از وصل کردن برق خانه وی هم خودداری کردند من هم عصبانی شدم و به پمپ بنزین رفتم و مقداری بنزین خریده و به اداره برق برگشتم و در پی آن اقدام به آتش زدن مدیر اداره برق کردم.”
به ادعای روابط عمومی شرکت برق، این مشترک از سال ۹۳ مبلغ قبض برق خانه را پرداخت نکرده و حدود دو میلیون تومان به شرکت برق مشهد بدهکار بود.
در این حادثه علاوه بر مرگ مدیر اداره برق، بر اثر سرایت آتش به چند نفر از همکاران وی، متهم بابت اتهام ارتکاب قتل جعفر حقگو رستمی، به اعدام، بابت اتهام آتش زدن عمدی ساختمان شرکت برق به تحمل ۵ سال حبس تعزیری، پرداخت دیه تمامی مصدومین حاضر در صحنه و به دلیل آتش زدن عمدی و ورود خسارت به اداره برق به پرداخت خسارت به میزان ۴۰ میلیون تومان از سوی دادگاه محکوم شد.‌

رهایی از اعدام ۵ زندانی در پنج ماهه اول سال جاری

به گزارش ایرنا، مدیر کل زندان‌های استان سمنان گفت: “پنج نفر از زندانیان محکوم به اعدام در پنج ماهه اول ۹۸، با گذشت اولیای دم، نجات یافتند”.
محمود باهنر روز یکشنبه به خبرنگاران در سمنان اظهار داشت: “با تلاش‌های صورت گرفته از سوی همکاران در زندان‌های دامغان، گرمسار و شاهرود در پنج ماهه اول امسال پنج نفر از زندانیانی که به اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، با گذشت اولیای دم، از اجرای حکم اعدام رهایی یافتند”.
وی بیان کرد: “حکم اعدام این افراد پس از طی مراحل قانونی و قضایی در مرحله اجرا بود”.
باهنر تصریح کرد: “با زحمت و تلاش‌های ریش سفیدان محلی و همچنین پیگیری‌های شورای حل اختلاف مستقر در زندان، از خانواده های مقتولان رضایت اخذ شد”.

۱۳۹۹ فروردین ۱۱, دوشنبه

شمار قربانیان ویروس کرونا در کردستان بە ٣٣٢ نفر رسید

شمار قربانیان ویروس کرونا در کردستان بە ٣٣٢ نفر رسید

شمار قربانیان ویروس کرونا در کردستان بە ٣٣٢ نفر رسید

 21:03 - 11 فروردین 1399

هەنگاو: با جانباختن ١٧ شهروند دیگر کرد کە بر اثر ابتلا بە ویروس کرونا جانشان را از دست دادند و با احتساب این موارد شمار قربانیان کرونا در کردستان بە ٣٣٢ نفر رسید.


با استناد بە آمار بە ثبت رسیدە در مرکز آمار هەنگاو، طی ٢٤ ساعت گذشتە دست کم ١٧ شهروند دیگر در شهرهای بانە (١ مورد)، سنندج (١ مورد)، دهگلان (١ مورد)، قروە (١مورد)، مریوان (١ مورد)، سقز (١ مورد)، کرمانشاه (١ مورد)، سنقر ( ١ مورد)، کنگاور (١ مورد)، ایوان غرب (١ مورد)، ایلام (١ مورد)، ارومیە (٢ مورد)، میاندوآب (٢ مورد)، ماکو (١ مورد) و خوی (١ مورد) بە دلیل ابتلا بە بیماری کرونا جانشان را از دست دادەاند کە ٦ نفر از آنها در شهرهای قروە، سقز، ایوان غرب، کنگاور، ماکو و میاندوآب، زن بودەاند.

در فقدان سیستم اطلاع رسانی رسمی و قابل اعتماد، سازمان حقوق بشری هەنگاو با دریافت آخرین آمار و اطلاعات از منابع موثق، آمار فوت شدگان از ابتدای شیوع این ویروس در کردستان رابه شرح ذیل اعلام می دارد. شایان ذکر است کە هەنگاو به صورت منظم آخرین آمار مربوطه را برای آگاهی عموم به روز رسانی می کند.

با استناد بە آمار هەنگاو طی روزهای گذشتە دست کم ٣٣٢ مورد مرگ شهروندان بە دلیل ابتلا بە ویروس کرونا در کردستان ثبت شدە است کە ١٠٨ نفر از آنها زن و ٢٢٤ نفر نیز مرد بودەاند.

تفکیک بر حسب استان ها
استان ایلام : ٥٣ مورد شامل (١٨ زن و ٣٥ مرد)
استان کرمانشاه: ٧٣ مورد شامل (٢٦ زن و ٤٧ مرد)
استان کردستان (سنندج): ١٢١ مورد شامل (٣٧ زن و ٨٤ مرد)
استان آذربایجان غربی (ارومیە): ٨٥ مورد شامل (٢٨ زن و ٥٧ مرد)

ثبت این آمار از سوی هەنگاو در حالی است کە رسانەهای حکومت تنها ١٦٨ نفر را رسما اعلام کردەاند. برطبق آمار حکومتی در استان کردستان ٦١ مورد، در استان آذربایجان غربی ٥٥ مورد، در استان کرمانشاه ٢٨ مورد و در استان ایلام ٢٤ مورد ثبت شدە است.

تفکیک بر حسب شهرها
سقز (٥٧ مورد)، کرمانشاه (٣٦ مورد)، ارومیە(٣٢ مورد)، ایلام (٢٥ مورد)، سنندج (٢٠ مورد)، ایوان غرب (١٦ مورد)، سنقر (١٥ مورد) ، گیلان غرب (٥ مورد)، سرپل ذهاب (٦ مورد)، بانە (١٠ مورد)، خوی (١٤ مورد)، بوکان (٨ مورد)، قروە (١١ مورد)، میاندوآب (٩ مورد)، پیرانشهر (٦ مورد)، کنگاور (٦ مورد)، کامیاران (٨ مورد)، مریوان (٧ مورد)، بیجار (٤ مورد)، تکاب (٣ مورد)، شاهین دژ (٥ مورد)، ملکشاهی (١ مورد)، دالاهو (١ مورد)، اشنویە (٢ مورد)، چایپارە (١ مورد)، نقدە (١ مورد)، ربط (٢ مورد)،اسلام آباد غرب (١ مورد)، پاوە (١ مورد)، مهران (٥مورد)، مهاباد (٢ مورد)، هرسین (٢ مورد)، درە شهر (٣ مورد)، دیواندرە (٤ مورد)، دهلران (١ مورد)، بدرە (١ مورد)، دهگلان (١ مورد)، ماکو (١ مورد).
 

۱۳۹۸ اسفند ۸, پنجشنبه

معوقات مزدی کارگران شهرداری بندرعباس


 

خبرگزاری هرانا – روز چهارشنبه ۳۰ بهمن ماه، کارگران شهرداری منطقه ۳ بندرعباس از پرداخت نشدن ۴ ماه طلب مزدی خود خبر دادند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران شهرداری منطقه ۳ بندرعباس که چهار ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند، برای پیگیری حقوق خود به استانداری هرمزگان مراجعه کردند.

این کارگران فضای شهری که برای یک شرکت پیمانکاری کار می‌کنند، چهار ماه است که دستمزد و مزایا نگرفته‌اند و در عین حال نگران واریز حق بیمه‌های خود هستند.
آنها میگویند: “هرچه به پیمانکار و مجموعه شهرداری مراجعه کردیم، پاسخی نگرفتیم”.
این کارگران در عین حال از کمبود لباس، کفش و ابزار ایمنی انتقاد دارند و عنوان کردند: “شهرداری و پیمانکار، امکانات کار در اختیار ما نگذاشته‌‌اند”.
کارگران شهرداری منطقه ۳ بندرعباس، روز گذشته به استانداری هرمزگان مراجعه کردند و خواستار رسیدگی به اوضاع بد معیشتی خود شدند؛ آنها از استاندار درخواست کردند که “شب عید صدای کارگران بی‌پناه شهرداری را بشنود و آنها را در گرفتن مطالبات مزدی خود یاری دهد”.
یکی از این کارگران به نمایندگی از جانب همکارانش می‌گوید: “در این شرایط اقتصادی، وقتی چهار ماه حقوق نگرفته باشی، حتی نان خالی هم در سفره نداری! دیگر مغازه‌دارها هم به ما نسیه نمی‌دهند! توقع ما اینست که شب عید ما را دست خالی نگذارند و معوقات مزدی ما را پرداخت کنند تا شرمنده خانواده‌هایمان نباشیم”.
اعتراض کارگران در حالی صورت گرفته که شهردار و پیمانکار مربوطه وعده داده‌اند حداقل بخشی از معوقات مزدی کارگران در روزهای آینده پرداخت خواهد شد و مشکل به زودی حل می‌شود.

اسامی ۳۱تن دیگر از شهیدان قیام سراسری آبان ماه منتشر شد



اسامی ۳۱تن دیگر از شهیدان قیام سراسری آبان ماه منتشر شد
شورای ملی مقاومت ایران امروز چهارشنبه ۷ اسفندماه اسامی ۳۱ تن از شهیدان قیام سراسری آبان ماه را منتشر کرد، تاکنون اسامی ۷۵۵ تن از شهیدان منتشر شده است.
پیشتر سازمان مجاهدین خلق ایران در ۲۴آذر اعلام کرد شمار شهیدان آبان بیشتر از ۱۵۰۰تن می‌باشد.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ۲ دی ۹۸ درباره آمار شهیدان قیام آبان۹۸ که به دستور خامنه‌ای در اعتراض به گرانی بنزین کشته شده‌اند، نوشت: «در کمتر از دو هفته از این نا آرامی که در ۱۵نوامبر (۲۴آبان) شروع شد، حدود ۱۵۰۰نفر کشته شدند.»
ادامه مطلب

۱۳۹۸ اسفند ۵, دوشنبه

قتل زندانیان سیاسی در بند جرائم عمومی، قتل دولتی است

 قتل زندانیان سیاسی در بند جرائم عمومی، قتل دولتی است
چگونگی برخورد و محل نگهداری زندانیان، بخصوص زندانیان سیاسی و عقیدتی، در ایران همواره مورد انتقاد سازمان‌های حقوق‌بشری و بین‌المللی بوده است. 
اگرچه سازمان زندان‌های ایران آئین‌نامه‌ای دارد که مجریان قانون را موظف به تفکیک زندانیان می‌کند و حتی در ماده ١٦ این آئین‌نامه کمیته‌ای مرکب از نماینده رييس قوه قضاييه، معاو‌ن قضايی و اجرای احكام سازمان، معاو‌ن سلامت و اصلاح و تربيت، مديركل دفتر ارزيابی، بازرسی و پاسخگويی به شكايات و رييس حفاظت اطلاعات را موظف به ضمن نظارت بر حسن‌اجرای اين آيين‌نامه کرده است، اما تا کنون چندین زندانی سیاسی در بند مجرمان کیفری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و برخی از این زندانیان نیز توسط مجرمان جرائم کیفری به قتل رسیده‌اند.
برای بررسی این موضوع و دلایل انتقال زندانیان سیاسی و عقیدتی به بند زندانیان کیفری و گاه خطرناک، با فرشاد حسینی، وکیل دادگستری، به گفت‌وگو نشستیم. مشروح این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:

قانون ایران ایران در مورد نحوه نگهداری از زندانیان سیاسی و عقیدتی چگونه است؟ آیا آنها باید به همراه زندانیان عمومی در یک بند نگهداری شوند یا در این رابطه قانونی برای تفکیک وجود دارد؟

در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی در این زمینه هنوز تفکیکی در نظر گرفته نشده است. چیزی که وجود دارد، آیین‌نامه سازمان زندان‌هاست که در بند ٦٩به تفکیک و طبقه‌بندی زندانی‌ها برحسب جرم، سن، جنسیت و ... اشاره می‌کند. ولی اینکه قانونی یا ماده قانونی وجود داشته باشد که زندانیان را با جرائم سیاسی، از زندانیان دارای جرائم کیفری جدا بکند، وجود ندارد.
به طور سنتی البته این تفکیک صورت گرفته، مثلا در دهه شصت خورشیدی، به دلیل بالا بودن آمار زندانیان سیاسی، زندانی‌های سیاسی از زندانیان جرائم کیفری جدا بودند که البته یکی از مهمترین دلایل این کار این بود که وقتی یک زندانی عادی در کنار یک زندانی سیاسی قرار می‌گرفت، افکار و رفتارش تحت تاثیر زندانی سیاسی قرار می‌گرفت. حتی مواردی بوده که زندانی که دارای جرم کیفری بوده، با زندانی سیاسی در یک محل نگهداری شده، پس از آزادی از زندان در جامعه به فعالیت سیاسی پرداخته و بار دوم به عنوان زندانی سیاسی به زندان برگشته و برخی از آنها حتی اعدام شدند.
این مسئله باعث شد که حکومت روی این مسئله حساس شد و سعی کرد که زندانیان عادی را با زندانیان سیاسی و عقیدتی در یک مکان نگهداری نکنند و طرح جداسازی و تفکیک زندانیان جرائم کیفری از زندانیان سیاسی را به اجرا گذاشتند، تا از تحت تاثیر قرار گرفتن مجرمین جرائم کیفری توسط زندانیان سیاسی جلوگیری کنند. 
در پاسخ صریح به سوال شما باید بگویم که در این رابطه قانون مدون و لازم‌الاجرایی وجود ندارد که تاکید کند زندانیان سیاسی باید از زندانیان دارای جرائم کیفری تفکیک بشوند. تنها آئین‌نامه سازمان زندان‌ها در این رابطه وجود دارد که در آن بر تفکیک زندانیان بر اساس سن، جنسیت، نوع جرم و ... تاکید کرده است.

 با توجه به اینکه تا کنون چندین زندانی سیاسی و عقیدتی، پس از انتقال به بند جرایم عمومی توسط دیگر زندانیان این بند، جانشان را از دست داده‌اند، از چه طریق قانونی می‌توان از انتقال زندانیان سیاسی و عقیدتی به بند زندانیان عمومی جلوگیری کرد؟

ببینید! همانطور که قبلا هم گفتم، وقتی قانون مدونی وجود نداشته باشد، نمی‌شود به این مسئله استناد قانونی کرد. اما من یک چیزی را در مورد همزیستی زندانیان سیاسی و عمومی باید بگویم: تصویری گویا داده می‌شود که زندانیان کیفری را، یا کسی که قتل کرده است، یک آدم خطرناکی می‌شناسانند که هر کسی را به دستش برسد، می‌کشد. این‌‌طور نیست! به نظر من قتل زندانیان سیاسی که در بند کیفری اتفاق می‌افتد، بیشتر یک قتل سازماندی شده دولتی است.
این‌طور نیست که چون یک زندانی سیاسی را انداخته‌اند توی بند زندانیان کیفری، یک عده قاتل مثلا خونشان به جوش آمده یا دعوا شده و زدند او را کشته‌اند. من فکر می‌کنم این قضیه خیلی سازماندهی شده است. 
من خودم شخصا تجربه همزیستی با قاتلی را که حکمش اعدام بوده و به عنون مخوف‌ترین قاتل از او نام می‌بردند،در یک سلول داشته‌ام. شب آخری را که با این قاتل گذراندم یکی از بی‌نظیرترین شب‌های بود که ما با هم داشتیم. دردل‌هایی که می‌کردیم، حرف‌هایی که می‌زدیم، دنیایی که برای همدیگر تصور می‌کردیم، ما مثل برادر شده بودیم. وقتی ما را از هم جدا می‌کردند، برای هم گریه می‌کردیم. یعنی می‌خواهم بگویم یان تصویر که اگر زندانی سیاسی به بند زندانیان عمومی منتقل بشود، او را خواهند کشت، اصلا تصویر درستی نیست.  

با توجه به اینکه آیین‌نامه سازمان زندان‌ها اصل تفکیک زندانیان را قایل شده است، چرا در موارد متعددی این آئین‌نامه اجرایی نشده که در مواردی هم موجب ضرب و شتم و حتی قتل زندانیان سیاسی و عقیدتی به  زندانیان جرایم عمومی، شده است؟ 

ببینید! آئین‌نامه‌ای که تفکیک کرده، تفکیک‌ها را خیلی مبهم بیان کرده است. مثلا گفته که این تفکیک بر اساس جنسیت، سن، نوع جرم، وضعیت غذایی و وضعیت سلامتی متهم انجام بشود. در موضوع سن، جنسیت، وضعیت سلامتی تفکیک قائل شده، اما در هیچکدام از آئین‌نامه‌ها و قوانین مربوط به ایران، به صراحت در باره تفکیک زندانیان عقیدتی با زندانیان کیفری صحبتی نشده و تمام معضل هم همین است. 
وقتی در قانون از تفکیک این نوع زندانیان صحبتی نشده، بنابراین کسی هم نمی‌تواند از نظر قانونی به کسانی که زندانیان سیاسی را به بند زندانیان کیفری منتقل می‌کنند، ایرادی بگیرد که چرا چنین کاری کرده‌اند. 

جمهوری اسلامی ادعا می‌کند که ما زندانی سیاسی و عقیدتی نداریم و اینها زندانیان امنیتی هستند، بنابراین حتی اگر ما اصل را بر صحت این ادعای جهوری اسلامی بگذاریم، آیا نباید این زندانی‌ها بر اساس جرمی که مرتکب شده‌اند و در آئین‌نامه سازمان زندان‌ها هم آمده جداگانه نگهداری کند؟

قاعدتا باید این کار انجام بشود، همانطوری که زندانیان زیر سن قانونی را هیچوقت در کنار زندانیان بالای سن قانونی نگهداری نمی‌کنند، یا زندانیانی که جنسیت‌شان متفاوت است را نمی‌شود در یک محل و بند نگهداری کرد. به عنوان مثال یک زندانی زن را نمی‌شود در زندان مردها و بالعکس، نگهداری کرد. در آئین‌نامه سازمان زندان‌ها هم به تفکیک زندانی نسبت به نوع کیفر و نوع مجازات حقوقی هم اشاره شده، یعنی در چارچوب این آئین‌نامه انتقال زندانی سیاسی به بخش جرائم عمومی، یک کار غیرقانونی است و می‌شود اعلام جرم کرد.

۱۳۹۸ بهمن ۲۰, یکشنبه

«مرگ ۱۳ مهاجر» بر اثر کولاک در مرز ایران و ترکیه

«مرگ ۱۳ مهاجر» بر اثر کولاک در مرز ایران و ترکیه

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – بنا بر برخی گزارش‌ها، شب گذشته ۱۳ مهاجر که در حال عبور از مرز کوهستانی ایران با ترکیه در شهرستان چالدران بودند بر اثر شدت کولاک، از سرما جان باخته‌اند.

محمد امین بیلمز، استاندار استان وان ترکیه که با ایران هم‌مرز است، به خبرگزاری دولتی آناتولی گفت که این افراد در حال عبور غیرقانونی از مرز بوده‌اند و به خاطر بروز کولاک جان باخته‌اند. محل این اتفاق، کوه‌های ساری‌چمن چالدران گزارش شده است.
به گفته استاندار وان شرایط جوی مانع از رسیدن خدمات اضطراری به منطقه شده است.
تابعیت این مهاجران تأیید نشده است، اما براساس گزارشی که در روزنامه «اِورَنسَل» ترکیه منتشر شده، ۱۰ نفر از آن‌ها اهل افغانستان و سه نفر از کوبانی، شهری در مرز بین ترکیه و سوریه، بودند.
مرز ایران و ترکیه از اوایل سال‌های پس از انقلاب ۵۷ به عنوان یکی از راه‌های فرار پناهجویان به سمت غرب استفاده شده است.

۱۳۹۸ بهمن ۵, شنبه

شکنجه معترضان بازداشت شده با آب جوش در زندان تهران بزرگ (فشافویه)

طبق گزارشات منتشر شده معترضان بازداشت شده در اعتراضات آبان ۹۸ اکنون در زندان تهران بزرگ زیر شکنجه‌های سخت و بی‌رحمانه قرار دارند. آنها در زندان مخوف فشافویه در تهران توسط مأمورین اطلاعات سپاه تحت شکنجه شدید قرار دارند.
شکنجه معترضان بازداشت شده با آب جوش در زندان تهران بزرگ (فشافویه)
بازداشت شدگان در معرض انواع سوءاستفاده ها قرار گرفته‌اند، از جمله شکنجه‌های اعمال شده بر روی زندانیان می‌توان از سوزاندن آنها را آب جوش، ضرب و شتم شدید و بی توجهی به نیازهای پزشکی بازداشت شدگان اشاره کرد.

بنا بر گزارش‌ها، معترضان بازداشت شده را با زدن ضربه به بیضه و ریختن آب جوش بر بدنشان شکنجه می‌کنند. این شکنجه‌ها باعث مشكلات و دردهای طولانی مدت برای شکنجه‌شدگان می‌شود.
مقامات زندان، زندانیان را پس از شکنجه با بدنهای مجروح و زخمی در بندهای زندان تهران بزرگ بدون مداوا رها می‌کنند. بسیاری از بازداشت شدگان از دسترسی به ارتباط با خانواده و حق داشتن وکیل محروم می‌باشند.
این شکنجه‌های وحشیانه در حالی صورت می‌گیرد که عموم بازداشت شدگان جوانانی هستند که از بیکاری و فقر به ستوه آمده و برای اعتراض به گرانی بنزین به خیابانها آمده بودند.
پیشتر از این نیز گزارشهایی از شکنجه زندانیان در زندان تهران بزرگ منتشر شده است. در این گزارشها از شکنجه‌هایی مانند تجاوز، خشونت جنسی و شکستن عمدی استخوان‌های زندانیان توسط ماموران اطلاعات سپاه منتشر شده است.
در گزارش های تکان دهنده دیگری، زندانیانی که زیر سن قانونی و در جریان اعتراضات سراسری در غرب ایران دستگیر شده بودند مورد آزار جنسی قرار گرفتند. شبکه حقوق بشر کردستان در دی ماه گزارشی مبنی بر شکنجه تعداد زیادی از زندانیان زیر سن قانونی در مریوان منتشر کرد.
بازداشت شدگان به مرکز بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران واقع در پایگاهی در میدان سپه منتقل شدند. بازداشت شدگان کم سن و سال تا چندین روز بهمراه صدها بازداشت شده دیگر تحت شکنجه شدید قرار داشتند.

سازمان عفو بین‌الملل نیز در تاریخ یکشنبه ۸ دی ۹۸ طی انتشار بیانیه‌ای تأیید كرد كه بازداشت شدگان مفقود شده و تحت شكنجه اجباری قرار گرفته اند.

به گفته مقامات ایرانی ، حدود ۷۰۰۰ معترض پس از شرکت در اعتراضات سراسری آبان که نسبت به سه برابر شدن قیمت بنزین شکل گرفت بازداشت شده‌اند. این در حالی است که بازداشت‌ها همچنان ادامه دارد.

در پی اعتراضات گسترده، علی خامنه‌ای در تاریخ یکشنبه ۲۶ آبان در یک سخنرانی تلویزیونی معترضین را “اراذل و اوباش” خواند. به مدت کوتاهی پس از این سخترانی، رژیم تمام نیروهای خود را در برابر معترضین بسیج کرد و به روی تجمعات بیش از ۱۰ نفر در برخی مناطق ایران آتش گشود. بیش از ۱۵۰۰ نفر از معترضین کشته و حداقل ۴۰۰۰ نفر زخمی شدند. بسیاری از زحمی‌های اعتراضات دچار مشکلات بسیار جدی هستند که زندگی آنها را تهدید می‌کند.

ادامه فشارها بر خانواده برهان منصورنیا، از جان‌باختگان اعتراض‌های آبان ۹۸


برهان منصورنیا بعد از عمل جراح
از حوادث و اعتراض‌های سراسری آبان ۹۸ بیش از دو ماه می‌گذرد و همچنان ابعاد تازه‌ای از آن چه در فاصله روزهای ۲۵ تا ۳۰ آبان رخ داد، آشکار می‌شود. هرچند پرسش‌های بی‌جواب و زوایای پنهانی این روزهای خونین کم نیستند؛ به‌ویژه در مورد تعداد کشته‌شدگان و آن چه بر آنها و خانواده‌های‌شان گذشته است.

مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی تاکنون از ارائه هر گونه آماری خودداری کرده اند. همزمان خبرهای رسیده از خانواده‌های جان‌باختگان حکایت از آن دارد که نهادهای امنیتی با اجرای پروژه «شهیدسازی»، می‌خواهند این روایت را جا بیندازند که عوامل خارجی، یا به گفته آنها «اغتشاشگران و اشرار» عامل کشتار آبان بودند، نه نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی. موضوعی که می‌تواند به کاهش آمار کشته‌شده‌ها توسط نیروهای انتظامی کمک کند.
برهان منصورنیا، یکی از جان باختگان اعتراض‌های آبان ماه است که روز ۲۵ آبان در شهر کرمانشاه توسط نیروهای یگان ویژه از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت. او نهایتا بعد از ۳۵ ساعت دست و پنجه نرم کردن با مرگ مغلوب آن شد.
برهان یکی از نمونه‌هایی است که نهادهای امنیتی مدت‌ها در تلاش برای ثبت او به عنوان «شهید حکومتی» بوده‌اند و برای او پرونده «شهادت» تشکیل داده‌اند.به تازگی به خانواده برهان منصورنیا اطلاع داده شده که پرونده «شهادت» برای برهان در بنیاد شهید کرمانشاه تشکیل و خانواده باید با آن موافقت کنند، اما خانواده این جان‌باخته تاکنون در برابر فشارهای نهادهای امنیتی مقاومت کرده‌اند.
برهان منصورنیا، دکتر دامپزشک اهل مریوان بود و هنگام مرگ تنها ۲۸ سال داشت. او هنگام اعتراضات آبان در شهر کرمانشاه به عنوان سرباز مشغول خدمت نظام وظیفه بود، اما روز حادثه در مرخصی به سر می‌برد و لباس فرم به تن نداشت.
برهان منصورنیا در مدت ۳۵ ساعتی که بعد از تیر خوردن در قید حیات بود، آن‌چه بر او گذشت را برای خانواده و نزدیکانش بازگو کرد و جزو معدود مواردی در میان جان باختگان اعتراضات آبان ماه است که روایت کشته شدنش با جزئیات در دسترس است.

بیشتر بخوانید: سرگذشت برهان منصورنیا، از جان باختگان اعتراض‌های آبان ۹۸

با وجود این که همه با سرگذشت برهان منصورنیا و خاموشی غم‌انگیز او آشنا هستند، نهادهای امنیتی به روش‌های مختلف، از جمله تهدید و احضار اعضای خانواده برای بازجویی، می‌کوشند تا برهان به عنوان «شهید حکومتی» ثبت شود.
یکی منبع آگاه و نزدیک به خانواده برهان منصورنیا، در این باره به «زمانه» می‌گوید:
«همه از نحوه مرگ و به قتل رسیدن برهان اطلاع دارند، چیزی است که بارها و بارها گفته شده. ولی فشارها از همان شبی که پیکر برهان به مریوان برگشت و خانواده‌اش می‌خواستند مراسم خاکسپاری را برگزار کنند شروع شد. خانواده‌اش می‌خواستند صبح روز بعد جنازه را دفن کنند، ولی یکی از دوستان نزدیک پدر برهان که در بنیاد شهید مریوان کار می‌کند به او اطلاع داد که همین امشب جنازه را دفن کنید، در غیر این‌صورت همین فردا می‌آیند و جنازه را از شما خواهند گرفت و برای وارد کردن فشارهای بیشتر از آن استفاده می‌کنند. برای همین همان شب بیست و هفتم برهان را دفن کردند، بدون برگزاری هیچ نوع مراسمی و بدون حضور همه اعضای خانواده‌اش. از فردای همان روز هم پدر و برادرهای برهان بارها و بارها به اطلاعات سپاه احضار شده‌اند و تحت فشار گذاشته شدند که نباید در این مورد با کسی صحبت کنند. تهدید کرده بودند که برای‌شان پرونده‌سازی می‌کنند، موقعیت شغلی اعضای خانواده را تهدید کردند و تا جایی که من اطلاع دارم در این مدت بیشتر از ۳۰ بار آنها را به مراجع امنیتی احضار کرده‌اند. این‌ها گذشت تا همین یکی دو هفته اخیر که یک سری اخبار و گزارش به خانواده برهان داده شد.»به گفته این منبع، طی هفته‌های گذشته به خانواده برهان منصورنیا اطلاع داده شده که نیروهای امنیتی تصمیم گرفته‌اند برهان به عنوان شهید ثبت و معرفی شود:
«نیروهای امنیتی یکی دو هفته‌ای است تصمیم گرفته‌اند برهان را به عنوان شهید معرفی کنند و سعی دارند خانواده‌اش حاضر شوند مصاحبه کنند. می‌خواهند یک مستند و گزارش تهیه کنند از این که برهان به شهادت رسیده و نیروهای اشرار او را کشته‌اند. تا جایی که ما می‌دانیم و واضح است، این‌ها می‌خواهند از مرگ این فرد مصادره به مطلوب کنند به نفع خودشان. در جریان اعتراضات آبان چند نفر خیلی برجسته شدند، مثلا پویا بختیاری بود، نیکتا اسفندانی بود و برهان و… بودند و دلیل‌هایی که داشت پیگیری‌ها و اطلاع‌رسانی‌های خانواده آنها بود که سعی کردند مرگ آنها را پیگیری کنند. مثلا برهان همه خیلی سعی کردند مرگش را پیگیری کنند تا خونش هدر نرود. برهان خودش چون سرباز بود کاری کرده بود که بیشتر جلوی چشم باشد و از طرفی هم مدرک تحصیلی بالایی داشت و این‌ها کاری می‌کرد که آدم فکر کند چرا باید هم چنین فردی کشته شود. از آنجایی هم که از پوریا بختیاری ناامید شده بودند طبق اطلاعاتی که ما داریم، برای همین فشارها را بر روی خانواده برهان بیشتر کردند.»
تاکنون مسئولان و مقامات زیادی از جمله نماینده مریوان در مجلس، امام جمعه و دیگران سعی داشته‌اند با خانواده برهان منصورنیا جهت جلب رضایت آنها دیدار کنند، اما با مخالفت آنها مواجهه شده‌اند:
«تا الان بارها و بارها با خانواده برهان تماس گرفته‌اند و گفته‌اند که ما می‌خواهیم به دیدن شما بیاییم و صحبت کنیم در مورد این‌که شما رضایت بدهید که پرونده “شهادت” برای برهان تشکیل بدهیم. امام جمعه مریوان تا الان دو بار تماس گرفته و اصرار به دیدار داشتند، فرماندار مریوان، رئیس نیروی انتظامی مریوان، رئیس سپاه مریوان، همه این‌ها اصرار داشتند که با خانواده برهان ملاقات داشته باشند و گزارشی تهیه کنند و دل‌جویی کنند و در نهایت به عنوان شهادت داستان را ماست مالی کنند. نماینده مریوان در مجلس شورای اسلامی منصور مرادی بارها و بارها تماس گرفته و اصرار دارد که با خانواده دیدار کند. به هر حال ایشان هم می‌خواهد به نفع خودش سوء استفاده تبلیغاتی بکند برای دوره‌های بعدی که یک گزارشی، عکسی چیزی تهیه کند تا بتواند بعدا از آن برای اذهان عمومی استفاده کند.»
این منبع آگاه در به زمانه می‌گوید نیروهای امنیتی برای تهیه پرونده شهادت برهان، درباره پیشینه خانواده برهان منصورنیا تحقیق کرده‌اند و با نزدیکان و همسایه‌های آنها صحبت کردند تا بتوانند داستانی برای شهید اعلام کردن برهان بسازند:
«حالا از طرفی هم ماموران اطلاعاتی مراجعه کرده‌اند که ما پرونده تشکیل داده‌ایم برای نحوه کشته شدن و به شهادت رسیدن و حتی گفته‌اند در مورد خانواده پرونده ساخته‌ایم. رفته‌اند در مورد خانواده از اطرافیان و در و همسایه تحقیق کرده‌اند، مثلا پرسیده‌اند اعضای خانواده چند نفر هستند، خلقیات‌شان چگونه است، نماز می‌خوانند یا نه، چطور خانواده‌ای هستند از لحاظ اعتقادات و غیره. همه این‌ها برای این است که یک داستان بسازند و اگر روزی روزگاری یک مستند ساخته شد، یک داستان داشته باشند که بگویند یک خانواده متدین هستند و مناعدین و دشمنان این بچه را به این شکل از آنها گرفته‌اند. ماموران اطلاعاتی بارها به خانواده گفته‌اند ما پرونده را کامل کرده‌ایم و شما باید رضایت بدهید.»
بنا به اطلاعات منبع زمانه، پرونده شهادت برهان منصورنیا در شهر کرمانشاه، شهری که برهان در آن مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت تهیه و تکمیل شده، اما تحقیقات برای تهیه این پرونده در شهر مریوان انجام شده است. او می‌گوید یکی دیگر از دلائلی که بر روی برهان منصورنیا تمرکز کرده‌اند و می‌خواهند به عنوان شهید معرفی شود، به این دلیل است که او هنگام مرگ سرباز وظیفه بود:
«حالا چرا تمرکز کرده اند بر روی برهان، چون خودش عضو نیروی انتظامی بوده و هنگام مرگ سرباز بود. درست است روزی که تیر بهش اصابت کرده لباس وظیفه تنش نبوده، اما این‌ها با این بهانه که به هر حال سرباز نیروی انتظامی بوده یک دلیل خوب دارند که نشان دهند برهان به شهادت رسیده. با اینکه پرونده پزشکی قانونی را به دلیل مخالفت اداره اطلاعات به خانواده تحویل نداده‌اند، اما به خانواده خبر دادند گلوله‌ای که به برهان برخورد کرده و از بدنش رد شده، گلوله سازمانی نبوده و از اسلحه سازمانی شلیک نشده است، حالا معلوم نیست این‌ها چطور آمده‌اند در آن محیط گلوله را پیدا کرده‌اند و غیره کسی نمی‌داند. در پرونده قید کرده‌اند که نیروهای اشرار آن روز آنجا بوده‌اند و برهان را مورد هدف قرار داده‌اند. حتی ادعا کرده‌اند که در منطقه دولت‌آباد کرمانشاه که آن روز این اتفاق افتاده، هیچ گلوله‌ای از طرف نیروهای دولتی شلیک نشده است. در حالی که شاهدین شهادت داده‌اند که همان روز در همان منطقه ۸ نفر کشته شده‌اند. به هر حال این‌ها ادعا می‌کنند که گلوله سازمانی نبوده و در آن بحبوحه نمی‌دانیم چطوری گلوله را پیدا کرده‌اند.»
نیروهای امنیتی در حالی سعی می‌کنند به بهانه این که برهان هنگام مرگ سرباز نظام وظیفه او را شهید اعلام کنند، طی دو روزی که او در بیمارستان طالقانی کرمانشاه بستری بود هیچ یک از فرماندهان و مافوق‌هایش به دیدارش نرفتند و جویای وضعیت سرباز تحت خدمت‌شان نشدند.
خانواده برهان منصورنیا در نهایت نه تنها با شهید اعلام کردن فرزندان‌شان موافق نیستند، بلکه خواستار محاکمه عاملین مرگ فرزندشان هستند ــ کسی که به او تیراندازی کرد و پزشکی که در بیمارستان طالقانی کرمانشاه از ارائه خدمات پزشکی مناسب امتناع کرد:
«آنها به همان اندازه که از مقامات و سیستم فاسد شاکی هستند، به همان اندازه که از فرد ضارب واقعا متنفر هستند، از دکتر بیمارستان طالقانی، کسی که واقعا می‌توانست کاری کند و دستور رسیدگی بدهد، چون در حوزه اختیاراتش بود ولی کاری نکرد، یعنی دکتر م. ش. جراح عمومی این بیمارستان شاکی هستند. طبق گفته خانواده، این آقا هیچ دستور رسیدگی به وضعیت برهان را به پرستارها نمی‌دهد. ایشان یکی از افرادی است که خانواده می‌خواهند از او شکایت کنند، اما برای شکایت و ثابت کردن این که ایشان کوتاهی کرده‌اند، یک باید پرونده پزشکی بستری شدن و عمل جراحی برهان را داشته باشند، اما چون ظاهراً ایشان دستش می‌رود این اجازه را نداده که بیمارستان پرونده را در اختیار خانواده قرار دهد و بیمارستان ممانعت می‌کند برای تحویل پرونده پزشکی. جدای از این پرونده پزشکی قانونی هم هست که اطلاعات اجازه نمی‌دهد تحویل بدهند. برای همین خانواده الان از همه جا دست‌شان کوتاه است و نمی‌دانند چطوری باید شکایت کنند.»
تهدیدها و فشارها بر خانواده برهان منصورنیا هم‌چنان ادامه دارد. آنها اکنون علاوه بر داغ از دست دادن فرزندشان، با مشکلاتی از این دست نیز دست به گریبانند.
سرنوشت جان‌باختگان اعتراض‌های آبان تنها به چگونگی و چرایی مرگ آنها محدود نمی‌شود، بلکه فشار و ستم نظام‌مند بعد از مرگ هم خانواده و نزدیکان آنها را تجت‌الشعاع قرار می‌دهد.
شد.»
 

بمب گذاری در مسیر جابجایی خامنه‌ای مزدور

  ۱ ۰ بمب گذاری در مسیر جابجایی خامنه ای ‫۰ کلیک    بالابلاگ اخبار رسیده از درون سپاه ولی امر که نیروی ویژه محافظ خامنه ای است حاکی از آن اس...