‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ مرداد ۴, دوشنبه

موضوع معترضان در تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور به خیابانها آمدن

 پس از اعتراض‌های مردم خوزستان و تجمعات حمایتی در شهرهای دیگر، ویدئوها و گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی حاکی از برگزاری دست‌کم یک تجمع اعتراضی در خیابان جمهوری تهران است.

معترضان شرکت‌کننده در این تجمع که صبح روز دوشنبه چهارم مرداد برگزار شد، شعارهایی چون «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه»، ««نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، «خامنه‌ای حیا کن، مملکتو رها کن» و «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند.

معترضان خواستار حمایت نیروی انتظامی از خود شدند. موتورسواران و رانندگان خودروها نیز بوق‌ها را به صدا در آورده و با تظاهرکنندگان همراهی کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را مخالفان و معترضان به سیاست‌های حکومت ایران در اعتراض‌های سیاسی و اجتماعی پس از سال ۸۸ بارها سر داده‌اند و به کمک‌های مالی و تسلیحاتی

۱۳۹۹ بهمن ۴, شنبه

پاسخ عربستان به درخواست گفتگو با جمهوری اسلامی

 وزیر خارجه عربستان سعودی در پاسخ به درخواست قطر برای گفتگو با جمهوری اسلامی گفته: ما از صلح استقبال می‌کنیم اما این رژیم تهران است که به توافقات خود پایبند نیست.

به گزارش روزنامه الشرق الاوسط، این مقام سعودی در مصاحبه با شبکه العربیه گفت: گفت‌وگو با رژیم ایران بی‌فایده و درخواست آن با هدف وقت کشی و فرار از بحران‌هایش مطرح شده است.

وزیر خارجه عربستان درباره برجام نیز گفت: ضعف توافقات سابق به خاطر عدم هماهنگی با کشورهای منطقه است. کشورهای اروپایی متوجه نواقص توافق قبلی با رژیم ایران شده‌اند.

وی درباره بحران لبنان نیز گفت: بدون اصلاحات سیاسی و کنار گذاشتن شبه نظامیان حزب الله این کشور شکوفا نخواهد شد.

عادی سازی روابط اسرائیل و عربستان تا پایان سال

یک روزنامه اسرائیلی در گزارشی نوشت که مقامات این کشور اطمینان بالایی دارند که روابط تل‌آویو و ریاض تا پایان سال 2021 عادی‌سازی خواهد شد.

جروزالم پست نوشت هنگامی که نظرسنجی‌ها به صورت درست پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات را پیش بینی کردند، سعودی‌ها با وجود آنکه همچنان خواستار عادی سازی روابط با تل‌آویو بودند اما ضرورتا به دنبال این اقدام در یک جدول زمانی شفاف نبودند.

این منبع نوشت:سعودی‌ها منتظر نتیجه انتخابات آمریکا بودند و نمی‌خواستند هدیه‌ای به ترامپ بدهند و پس از آن چیزی برای هدیه دادن به دولت بایدن نداشته باشند.

در ماه اکتبر رئیس موساد به اطرافیان خود گفته بود که سعودی‌ها منتظر انتخابات آمریکا هستند اما این امکان وجود دارد که عادی سازی روابط با تل‌آویو را به عنوان هدیه‌ای برای برنده انتخابات آمریکا ارائه دهند.

این روزنامه نوشت: تا پیش از روز انتخابات آمریکا در روز سوم نوامبر (13 آبان) مقامات اسرائیلی درباره عادی سازی روابط با سعودی‌ها مطمئن نبودند اما اکنون این مقامات اطمینان دارند که سعودی‌ها این رابطه را به پیش خواهند برد.

پیشنهاد به بزرگترین کشور مسلمان جهان

مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری توسعه بین المللی آمریکا، تأکید کرد که اگر اندونزی روابطش را با اسرائیل توسعه دهد، این نهاد می تواند کمک مالی به اندونزی را به دوبرابر افزایش دهد.

مدیر این آژانس دولتی که در خارج ار آمریکا سرمایه گذاری می کند در مصاحبه با بلومبرگ گفت که ما با بزرگترین کشور مسلمان جهان در حال گفتگو هستیم، اگر آماده برقراری روابط با اسرائیل باشند، حاضریم به حمایت مالی بیشتری بپردازیم.

این منبع خاطر نشان ساخت که مقامات اسرائیلی و آمریکایی پیش بینی می کنند که کشورهای بیشتری به توافق عادی سازی با اسرائیل بپیوندند، و آمریکا امیدواراست عمان و عربستان سعودی بزودی به این توافق ملحق شوند.

این در حالیست که مراکش نیز حدود ده روز پیش روابط خود با اسرائیل را به طور رسمی، علنی کرد و با اسرائیل به توافق آشتی و همکاری رسید و روز گذشته یک هیات بلندپایه اسرائیلی، همراه با مقامات ارشد آمریکایی به رباط رفتند که جزئیات همکاری ها بین دو کشور را مشخص سازند.

اظهارات مهم یک مقام اسرائیلی

رهبر حزب آبی و سفید در اسرائیل، بنی گانتس در یک گفتگوی رسانه ای، با سپردن بخشی از اورشلیم به هدف برپایی پایتخت کشور مستقل فلسطینی جانبداری کرد و با ضمیمه کردن بخشی های مهمی از خاک کرانه باختری به اسرائیل مخالفت ورزید.

به گزارش رادیو پیام اسرائیل، این سخنان، که برای نخستین بار از زبان بنی گانتس بیان می گردد، نشان می دهد که او با جناح راست گرای صحنه سیاسی اسرائیل اختلاف نظر اساسی دارد و می توان او را یک سیاستمدار میانه رو نامید که با برپایی کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل مخالفتی ندارد.

گفته می شود که نتانیاهو قصد داشت برنامه الحاق نوار ساحل غربی رود اردن به خاک اسرائیل را عملی سازد و احساس می کرد که از حمایت دولت ترامپ نیز برخوردار است. ولی با به میان آمدن امکان برقراری صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی این برنامه راکد گذاشته شد.

ژنرال نیروهای ذخیره بنی گانتس که در گذشته رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل بوده و اکنون در سمت وزیر دفاع و جایگزین نخست وزیر مقام حساسی دارد، در مصاحبه ای که برای نخستین بار با روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن به عمل آورد، فاش ساخت که از دیدگاه او می توان بخشی از اورشلیم را به برپایی پایتخت کشور مستقل فلسطینی اختصاص داد.

بنی گانتس معمولا فرد کمک حرفی است که به مصاحبه های رسانه ای علاقه ای ندارد. ولی اهمیت روزنامه الشرق الاوسط که به عربستان سعودی تعلق دارد، و همچنین احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام در اسرائیل، ممکن است مشوق او در بیان این سیاست بوده که در رسانه های اسرائیلی بازتاب گسترده ای داشت.

این اظهارات همچنین در حالی بیان می شود که عربستان سعودی پیش تر اعلام بود که عادی سازی رابطه با اسرائیل بدون تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی ممکن نخواهد بود.

حذف محتوای ضد یهود از کتب درسی عربستان سعودی

یک اندیشکده اسرائیلی که بر محتوا‌های درسی مدارس سراسر جهان نظارت می‌کند در گزارشی نوشته عربستان سعودی محتوا‌هایی که حاوی حس تنفر از دیگران از جمله مسیحیان، یهودیان یا همجنسگرایان بوده را از کتب درسی دانش‌آموزان خود حذف کرده است.

مجله آمریکایی «تایم» به نقل از این اندیشکده اسرائیلی به نام «مؤسسه نظارت بر صلح و سازگاری فرهنگی در آموزش مدارس» نوشته: عربستان در آخرین مجموعه کتاب‌های درسی خود، برای اولین بار بخش‌هایی را که خواستار صدور حکم اعدام برای غیرمؤمنان شده و بخش‌های پیش‌بینی کننده جنگ آخرالزمان را که مسلمانان، همه یهودیان را خواهند کشت، حذف کرده‌اند.

همچنین بر اساس گزارش این اندیشکده مطالب ضدیهودی مبنی بر اینکه «نیرو‌های یهودی» جهان را اداره می‌کنند و در نظر دارند قلمروی اسرائیل را از رود نیل تا رود فرات گسترش دهند، دیگر در متون کتاب‌های درسی عربستان وجود نخواهد داشت.

این تغییرات همچنین شامل حذف بیشترین محتوا‌های مربوط به «جهاد» است که مجله تایم آن را مبارزه علیه دشمنان اسلام تعریف کرده و نوشته این کلمه در جهان اسلام تعریف‌های دیگری دارد.

مدیر عامل این اندیشکده دلیل تغییر این مواد درسی در عربستان را گرایشات روز توصیف کرده و گفته: «ما شاهد یک تغییر قابل توجه و یک اقدام واقعی و بنیادی در بالاترین سطوح هستیم که برای ایجاد تغییر و به منظور مدرن‌سازی برنامه‌های درسی و حذف اهانت‌ها انجام می‌شوند.»

وی گفت: در سال های گذشته مواد درسی عربستان با محور آماده کردن دانش‌آموزان برای جهاد و شهادت تدریس می‌شده که در آن یهودیان و مسیحیان را «دشمنان اسلام» می دانست و می گفت که کافران «اعمال خوبی ندارند» و برای همیشه در جهنم خواهند بود.

تازه ترین اظهارات زیباکلام درباره اصلاح طلبان بی‌آبرو

 صادق زیباکلام در گفتگویی مفصل با “انصاف نیوز” گفته است که بعد از سال ها او عاقبت پی برده که انتخابات در جمهوری اسلامی بی معنا است، اصلاح طلبان دیگر آبرو و اعتباری در نزد مردم ندارند و در سال ١۴٠٠ نیروهای تندرو پس از قبضه کردن کامل قدرت احتمالاً با جو بایدن سازش می کنند.

به گزارش رادیو فرانسه، زیباکلام در این مصاحبه گفته است که “انتخابات ١۴٠٠ مرده‌ای است که هیچ طور نمی شود زنده‌اش کرد” و آن ٢۴ میلیون‌ نفری را که به حسن روحانی رأی دادند “دیگر با جرثقیل هم نمی‌شود پای صندوق رأی برد.” به همین خاطر زیباکلام حتا صحبت کردن دربارۀ انتخابات در جمهوری اسلامی و “انتخابات ١۴٠٠ را اتلاف وقت” می داند، چون، به گفتۀ او، “انتخاباتی به آن معنا در کار نخواهد بود.”

صادق زیباکلام سپس گفته است که بی اعتباری انتخابات فقط شامل تهران نمی‌شود، در مشهد، اصفهان، شیراز و دیگر جاها وضع به همین نحو است یعنی دیگر “مردم نمی‌روند در انتخابات شرکت کنند” و دیگر هیچ طور نمی‌شود انتخابات “را احیاء کرد و به آن آبرویی داد.”

زیباکلام یادآور شده است که در آخرین انتخابات مجلس شورای اسلامی، نمایندگان اصلاح طلب حتی پنج درصد رأی هم نیاوردند. او می‌گوید “تتمه آبروی اصلاح طلبان را روحانی” یا در واقع حمایت اصلاح طلبان از جمله خود او از روحانی برد و سپس روی واژه “تتمه” هم “خیلی تأکید” می‌کند و معتقد است : گویاترین بیان این بی آبرویی شعار مردم در اعتراض‌های خیابانی دی ماه ٩۶ بود که می‌گفتند : “اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا”.

زیباکلام سپس افزوده است که گر چه خود او در آغاز فکر می‌کرد که این شعار ماندگار نشود، “ولی با کمال تأسف و تعجب باید بگوید که این شعار ماند.”

صادق زیباکلام اکنون معتقد است تا زمانی که نظارت استصوابی هست شرکت در انتخابات در ایران بی معنا است. او می گوید : “من می دانم که رئیس جمهور کاره‌ای نیست، رئیس مجلس کاره‌ای نیست، رئیس قوۀ قضائیه کاره ای نیست و قدرتی ندارند.” زیباکلام حالا متوجه شده که در مقابل این باصطلاح منتخبان بی قدرت “دیگر نیروهای قدرتمندتری وجود دارد که ٢۴ میلیون که سهل است، ٢۴٠ میلیون نفر هم در انتخابات شرکت کنند اجازه نمی دهند یک میلیمتر به دموکراسی نزدیک شوید.”

او سپس گفته است : “من تا دیروز فکر می‌کردم از طریق صندوق رأی می توانیم به دموکراسی [نزدیک] شویم. حالا به این نتیجه رسیدم که نه، نمی گذارند.”

بایدن؛ نخستین حمله مزدوران سپاه به نیروهای آمریکایی

 چند روز پس از آغاز به کار دولت بایدن در آمریکا شب گذشته منابع خبری از حمله راکتی به یک پایگاه آمریکا در عراق خبر دادند. ظاهرا این حمله به پایگاه نظامی “ویکتوریا” به نزدیکی بغداد بوده است.

پس از این حمله، هواپیماهای آمریکایی به طور مستمر در حریم هوایی بغداد به پرداز در آمدند. العربیه گزارش داد که دست کم سه راکت به اطراف فرودگاه بین‌المللی بغداد اصابت کرده است.

هنوز مقام‌های عراقی در خصوص جزئیات این حملات راکتی ابراز نظر نکرده‌اند. اما شبکه العربیه می‌گوید این نخستین حمله راکتی به سمت نیروهای آمریکایی در دوره ریاست جمهوری جو بایدن محسوب می‌شود.

طبق این گزارش در جریان این حمله راکتی آژیر خطر در فرودگاه بغداد به صدا در آمده است.

همچنین روز گذشته دست کم چهار بار به کاروان نیروهای آمریکایی در عراق حمله شد. گروه «اصحاب الکهف» با صدور بیانیه ای ضمن بر عهده گرفتن حمله به کاروان لجستیک اشغالگران آمریکایی، به آنان هشدار داد.

در این بیانیه که کانال گروه اصحاب الکهف نیز آن را منتشر کرد آمده است: استان «ذی قار» پذیرای شما نیست و در برابر عبور کاروان های شما خواهد ایستاد. بدانید که کاروان هایتان به تلی از خاکستر تبدیل خواهند شد و جاسوسان و خبرچین ها هم برایتان سودی ندارند.

سپاه قدس تحت فرماندهی خامنه‌ ای است

تمام عملیات تروریستی نیروی قدس سپاه پاسداران مستقیما تحت فرماندهی خامنه‌ای اداره می‌شود

به گفته پاسدار ذوالقدر ازسرکردگان سابق سپاه پاسداران و از معاونان کنونی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، عملیات تروریستی نیروی قدس در اختیار سپاه نیست، بلکه مستقیما تحت فرماندهی خامنه ای اداره می‌شود.

به گزارش خبرگاری تسنیم، وی گفت: در سال۱۳۶۸ با فرماندهی مقام معظم رهبری و نیروهای مسلح و با پیشنهاد سپاه، نیروی جدیدی به نام نیروی قدس ایجاد شد. البته باید عرض کنم که رابطه نیروی قدس با سپاه ما یک تعبیری داریم توی ادبیات نظامی فرماندهی هر چند جزیی از سپاه هست، یکی از نیروهای پنجگانه سپاه به حساب می‌آید، یعنی در کنار نیروی زمینی هوایی دریایی و نیروی مقاومت که بعداً به سازمان بسیج عنوانش تغییر پیدا کرد، به‌عنوان سازمان بسیج ولی هویت مستقل یک نیرو را دارد.

وی افزود: نیروی قدس نیروی پنجم سپاه هست به یک معنا، ولی رابطه سپاه با این نیرو رابطه فرماندهی کامل نیست، فرماندهی منهای عملیاتی‌ست، یعنی سپاه مسئولیت پشتیبانی از این نیرو را دارد. بله جزء سپاه هست، وابسته به سپاه هست، ولی عملیات این نیرو در اختیار سپاه نیست، عملیات در واقع مستقیماً تحت فرماندهی فرمانده معظم کل قوا اداره می‌شود از ابتدا هم به همین ترتیب بود هنوز هم این روال ادامه دارد.

وزیر خارجه آمریکا اخیرا در اظهاراتی با اعلام خبر کشته شدن نفر دوم القاعده در ایران گفته بود: همه گزارشها نشان می دهد که این کشور به خانه القاعده تبدیل شده است.

باستان‌شناس؛ زنگ خطرِ حراجِ میراث‌مان به صدا درآمده

 «غفلت از ایجاد یک ساختار قویِ علمی و اجرایی در میان برخی کشورها که با صرف میلیاردها دلار برای خودشان تاریخ می‌سازند، زنگ خطرِ «بر باد رفتن تمام این ذخایر ملی و سرمایه‌های پایدار این نسل و نسل‌های آینده کشور» را قوی‌تر به صدا درآورده است.

به گزارش ایسنا، محوطه‌های تاریخی شناسایی شده و نشده‌ی زیادی در نقاط مختلف کشور در طول سال‌های گذشته آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به خود دیده‌اند که نمونه‌هایش در طول سال‌های گذشته کم نبوده‌اند. چه محوطه‌های تاریخی که به دنبال طرح‌های سد سازی و عمرانی دیگر با انجام عملیات‌های نصفه و نیمه کاوش‌ِ نجات‌بخشی شدند تا دست‌کم تمدن و یافته‌هایشان نجات‌ پیدا کند از «سیوند» و «سیمره» گرفته تا «چم‌شیر» و «پیغام‌چای» و «کوچری» چه محوطه‌هایی که ساخت و ساز در عرصه و حریم‌شان چیزی از آن‌ها باقی نگذاشته مانند «مافین‌آباد» اسلامشهر؛ یا محوطه‌هایی که قربانی مردمان نادانسته شده و چوب حراج به پیکرشان خورده مانند «جیرفت»ِ سال‌ها قبل و «بیت‌مشحوت»ِ این روزها که هر بارندگی هجوم بیشتری از قاچاقچیان را به آن سو می‌کشاند و حتی محوطه‌هایی مانند «چگاسفلی»، «جوبجی»، «ارجان»، «شوش»، «چغامیش» و «چغاگاوانه» که مدیریت‌های شهری برای‌شان داستان‌های جدیدی ساختند و به نامِ توسعه امان‌شان را بریده‌اند.

و حالا همان شده که مدت‌هاست باستان‌شناسان به زبان‌های مختلف و با راهکارهای متفاوت تلاش می‌کنند تا دست‌کم ارزش کارشان را نه تنها به متولیان شهری و دولتی که به مردم نیز بفهمانند چه با نامه‌های سرگشاده‌ای که تا کنون به مسوولان مختلف دولتی نوشته‌اند و چه به متولیان میراث فرهنگی و از لزوم توجه به میراث فرهنگی و محوطه‌های تاریخی سخن گفته‌اند.

این بار علی اصغر نوروزی – دانش‌اموخته کتری باستان شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشکده باستان‌شناسی – از متولیان میراث فرهنگی و باستان شناسی کشور در خواست ایجادِ «سازمان باستان شناسی» را جدای از تشکیلات مرتبط با پژوهشگاه میراث فرهنگی دارد تا شاید این‌بار بتوان نقش موثرتری برای باستان‌شناسی کشور و محوطه‌های تاریخی بازی کرد.

این باستان‌شناس ایجاد «سازمان باستانشناسی» را نیازی اساسی برای آینده کشور می‌داند و با بیان این‌که ایران در قلب خاور میانه و در مرکز هلالی است که گهواره و بستر تکامل فکری و تکنیکی انسان هوشمند شناخته می‌شود، ادامه می‌دهد: این منطقه زادگاه تمدن و خاستگاه اولین حکومت‌ها و امپراطوری‌هاست. از سوی دیگر گوشه و کنار ایران پر از آثار و شواهد باستانی است که روایت کننده حرکت انسان از گذاشتن نخستین خشت خام بر خاک تا بناهای شگفت انگیز مختلف در کشور است.

.این باستان‌شناس با بیان این‌که ایران را «بهشت باستان‌شناسی» نامیده‌اند، می‌گوید: یکی از مهمترین دل مشغولی‌های انسان معاصر دانستن درباره داستانِ آمدن و شدن تبارش در تاریخ است، اتفاقی که در دهه‌های گذشته و در اوج جریان‌های سیاسی برای مدتی دستاویز برخی گروه‌ها بود.او باستان‌شناسی را مصداق «قل سیرو فی الارض …» و شناخت انسان از طریق مطالعه آثار انسان از آدم تا خاتم می‌داند و تاکید می‌کند: شناساندن درست این علم و رسالتِ آن و فواید فراوانش و حمایت و هدایت آن می‌تواند متضمن فواید و منافع فراوانی برای کشور باشد که از آن غفلت شده است.

به اعتقادِ وی ‌نقش تاریخ‌سازی، فرهنگ‌سازی، هوش و ذکاوت ایرانیان در دوره‌های پیش و پس از اسلام به استناد میلیون‌ها اثر باستانی در جغرافیای ایرانِ فرهنگی غیر قابل انکار است.او همچنین با تاکید بر این‌که فارغ از اوضاع نابسامان گشت و گذار و سیر و سیاحت و جستجو و پژوهشی که در دوران کرونا جهان را در خود گرفته، شناختن و دیدن مظاهر حرکت بشر از آغاز تا فرجام علاقه و آرمان بسیاری از انسان‌هاست، می‌افزاید: آن بستری بزرگ و گنج و معدنی تمام ناشدنی برای ایران و همسایگانی مانند عراق و ترکیه و مصر و حتی یمن فراهم کرده است.

این دانش‌آموخته دکتری باستان‌شناسی این اتفاق را برای رونق بخشیدن به شناسایی، کاوش و بازسازی مظاهر مادی میراث فرهنگی مانند تپه‌ها و محوطه‌ها و بناهای تاریخی و مظاهر معنوی و ناملموس آن می‌داند و ادامه می‌دهد:‌ آیین‌ها و اعتقادات و آداب و رسوم و سنت‌های به یادگار مانده‌ی گذشتگان می‌توانند باغی بسازند که از ثمره‌ی آن نیز مردمان گوشه وکنار کشور و هم پژوهشگران و باستان شناسان و در کل اقتصاد و معیشت علم و فرهنگ و هنر کشوربه انتفاعی پایدار دست یابند.

کشف آثار تاریخی با ارزش و بی خبری از سرنوشت آن

کشف آثار تاریخی با ارزش و بی خبری مردمان از سرنوشت آنهاا بنا بر گزارش «یگان حفاظت از میراث فرهنگی» روز گذشته (نهم جولای 2020) این یگان توانسته است اشیایی را «با قدمت هزاره اول و دوم قبل از میلاد و تا دوران اسلامی» در استان کرمانشاه از چنگ «حفاران غیرمجاز» بیرون بیاورد.

به گفته سردار رحمت اللهی فرمانده ی این یگان، در پی خبرهایی که از سوی «دوستداران میراث فرهنگی مبنی بر جابه جایی و نقل تعدادی شئی تاریخی» به آن ها رسیده بود توانستند دزدان اشیای تاریخی را دستگیرو مقداری از آثار با ارزش را از آن ها پس بگیرند. (1)

در میان این آثار که حدود 167 قلم هستد، تعدادی جام، کاسه های مفرغی، عطردان، تبرزین، سر پیکان، دستنبد، سنجاق قفلی، آویزه های تزئینی و جواهراتی چون گوشواره و انگشتر با ارزش وجود دارند.

بر اساس آن چه که در شانزده سال اخیر همراهان «بنیاد میراث پاسارگاد» از ایران گزارش داده اند «یگان حفاظت از میراث فرهنگی» با وجود کمبود نیرو و بودجه تا کنون به خوبی کار کرده است. اما از آنجایی که کارشان با تحویل این آثار کشف شده به ادارات میراث فرهنگی تمام می شود، دیگر کسی از سرنوشت این آثار (که سالانه هزارها قلم بوده اند) با خبر نیست. و در بیشتر اوقات نیز حفاران دستگیر شده بلافاصله به وسیله ی مقامات مسئول آزاد شده اند.

با این حال تا شش هفت سال پیش وقتی آثاری کشف می شد حداقل خبرنگاران می توانستند از آن ها عکس بگیرند و یا خود سازمان میراث فرهنگی عکسی از آن ها را منتشر می کرد. اما اکنون جز خبری که یگان حفاظت به رسانه ها می دهد، هیچ مدرکی در دست نیست تا مردمان ایران، که مالکین اصلی میراث فرهنگی و تاریخی خود هستند از وضعیت آن با خبر باشد.

پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد به یگان حفاظت این است که آن ها قبل یا همزمان با تحویل این آثار به ادارات میراث فرهنگی عکسی از یافته های خود را در اختیار رسانه ها و مردم ایران بگذارند، شاید با این عمل جلوی چپاول بعدی و یا ناپدید شدن اشیای تاریخی گرفته شود.

ایران؛ واشنگتن پست: بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد

واشنگتن پست در سرمقاله خود نوشت: جو بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد، سیاست خارجی می‌تواند محل خوبی برای شروع این کار باشد.

این منبع نوشت: آنتونی بلینکین نامزد وزارت‌ خارجه در جلسه استماع سنا، هیچ ‌کدام از آرزوهای دولت اوباما برای میانه‌روی در رژیم ایران را ارائه نداد و تأیید کرد تهران کماکان اصلی‌ترین حامی تروریسم در جهان است و باید مواجه با تحریم‌ها باشد

بلینکن در سخنانی در مجلس سنا وعده داد که با همکاری کنگره برای تشکیل یک جبهه متحد برای مقابله با چالش رژیم ایران تلاش خواهد کرد.

وی گفت: رئیس‌جمهور منتخب معتقد است که اگر رژیم ایران به توافق بازگردد ما هم به این توافق برمی گردیم، اما از این مسئله، همراه با متحدانمان که بار دیگر با ما همراستا می‌شوند به عنوان سکویی برای دستیابی به یک توافق قوی‌تر و رسیدگی به مسائل دیگر به خصوص مسئله موشکی و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده تهران استفاده خواهیم کرد.

بلینکن در ادامه اضافه کرد: حالا که این گفته شد، باید بگویم که با این نقطه فاصله زیادی داریم. باید ببینیم بعد از اینکه رئیس‌جمهور منتخب سر کار می‌آید، رژیم ایران چه اقداماتی انجام می‌دهد و آماده انجام چه اقداماتی است، بعداً اگر آنها می‌گویند که به پایبندی برجام برگشته‌اند باید ارزیابی کنیم ببینیم آیا به وعده‌هایشان عمل کرده‌اند یا خیر.

او در ادامه تصریح کرد که در خصوص برجام با نماینده‌های کنگره و همچنین اسرائیل و کشورهای عربی منطقه رایزنی خواهد کرد.

بلینکن گفت: بله، ما حتما با شما (نماینده‌های کنگره) مشورت خواهیم کرد. فکر می‌کنم همان‌طور که رئیس (کمیته روابط خارجی مجلس سنا) گفت مهم است که در آغاز این فرایند و نه پایان آن، با متحدان و شریکانمان در منطقه از جمله اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هم تعامل کنیم..

«آوریل هینس»، گزینه پیشنهادی «جو بایدن» برای تصدی سمت مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز در اظهاراتی مشابه گفته بود که آمریکا با بازگشت به برجام فاصله زیادی دارد.

او در پاسخ به سئوال یک سناتور که درباره سیاست تیم بایدن در خصوص برجام سئوال پرسید گفت: به صراحت بگویم فکر می‌کنم فاصله زیادی تا آنجا داریم و فرصت خواهیم داشت تا با کنگره در خصوص این موضوعات رایزنی کنیم.

«لیود آستین» ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و گزینه موردنظر «جو بایدن» برای وزارت دفاع نیز گفت: رژیم ایران به مثابه تهدیدی علیه متحدان آمریکا در خاورمیانه و نیروهای نظامی ما مستقر در این منطقه بشمار می‌رود.

وی افزود: رژیم ایران همچنان یک عنصر برهم زننده ثبات در منطقه است و تهدیدی علیه شرکای آمریکا در خاورمیانه و نیروهای نظامی بشمار می‌رود که آمریکا در منطقه مستقر کرده است..

این مقام نظامی آمریکا در ادامه گفت: چنانچه رژیم ایران درصدد دستیابی به توان و قابلیت هسته‌ای باشد، حل و فصل اکثر مشکلات در منطقه دشوارتر خواهد شد».

«جیک سالیوان» گزینه تصدی سمت مشاور امنیت ملی آمریکا پیش تر گفته بود که تصور رفع تحریم‌ها از سوی ایالات متحده بدون اطمینان از ورود رژیم ایران به مذاکراتی که در آن موضاعاتی مثل راستی آزمایی و برنامه موشکی را شامل می‌شود، اشتباه است.

شمار بازداشت‌های گسترده در کردستان به ۶۷ نفر رسید

 شمار بازداشت شدگان در شهرهای کردستان هر لحظه افزوده می‌شود. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داد که شمار کسانی که طی دو هفته اخیر توسط نیروهای امنیتی حکومت بازداشت شدند، به بیش از ۶۷ نفر رسید.

بر اساس این گزارش، روز سه‌شنبه ۳۰دی ۴شهروند در پیرانشهر بازداشت شدند. یکی از بازداشت‌شدگان به نام پشتیوان نبی زرگتن فردی ۳۷ساله بود که بعد از بازداشت به مکان نامعلوم منتقل شد.

همین طور در روز پنجشنبه ۲بهمن یک شهروند کرد اهل بوکان به نام «محی‌الدین شامه» توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلوم منتقل شد. روز سه‌شنبه حداقل ۱۹نفر در بوکان بازداشت شدند.

مقام‌های حکومتی تاکنون هیچ دلیلی برای این بازداشت‌ها و محل نگهداری افراد بازداشت‌شده ارائه نکردند. روز پنجشنبه نیز یک نفر به نام عطا (شمال) رحمان‌زاده در سقز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

بنا به آمار هه نگاو از ابتدای موج اخیر بازداشت در کردستان حداقل ۶۷نفر در شهرهای مختلف بازداشت شدند. این بازداشت‌ها در شهرهای بوکان، ربط، نقده، مهاباد، مریوان، سنندج، کلاترزان، سروآباد، پیرانشهر و کرمانشاه صورت گرفت.

خبرهای رسیده حاکی است که در این بازداشت‌ها از حداقل‌های حقوق متهمان هم خبری نبود. آنان از حق داشتن وکیل و اطلاع از نوع اتهام، نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری محروم بودند.

بازداشت و هتک حرمت یک شهروند کُرد یارسانی

یک شهروند کُرد یارسانی در شهرستان ساوه از توابع استان مرکزی با دستور بازپرس دادسرای این شهر بازداشت و مورد بی‌احترامی قرار گرفته به نحوی که در صدد اقدام به خودکشی برآمده است.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ (۱۲ ژانویه ۲۰۲۱)، یک شهروند کُرد پیرو آیین یارسان (اهل حق) باهویت ”جواد احمدی“ که اهل کرمانشاه و ساکن ساوه می‌باشد، به اتهام فروش اموال مسروقه (مال خری) بنابه دستور بازپرس شعبه یک دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوه بازداشت شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بازپرس عباس زین‌العابدین وقتی متوجه شده که آقای احمدی شهروند کُرد و از پیروان آیین یارسان هستند، در جلسه تفهیم اتهام با وجود انکار نسبت به تمامی اتهامات وارده و معرفی خریدار و فروشنده ثانویه ضمن بی‌احترامی و توهین به کُردها و پیروان آیین یاری دستور به بازداشت آقای احمدی و معرفی ایشان به زندان می‌دهد.

این منبع در ادامه اعلام کرد که بازپرس همانجا و در حضور دیگر افراد گفته است که دستور می‌دهم سیبیل(شارب) شما را بزنند و این در حالی بوده که به یارسانی بودن و تقدس سیبیل نزد یارسانی‌ها واقف بوده است.

یکی از فعالین یارسانی نیز در اینباره به خبرنگار هه‌نگاو اعلام کرد که، روز چهارشنبه پس از آنکه سیبیل جواد احمدی توسط ماموران زندان ساوه زده شده، با صدور قرار وثیقه سنگین موقتاً آزاد شده است.

این منبع همچنین اظهار داشت که آقای احمدی عاجزانه از مسئولین زندان خواسته‌ است که از زدن سیبیل وی خودداری کنند، زیرا داشتن سیبیل برای پیروان یارسان مقدس و داشتن سبیل برای مردان از واجبات محسوب می‌شود. با این حال سبیل وی را زده و اکنون وی در وضعیت نامناسب روحی به سر می‌برد و قصد خودکشی داشته است که با حضور نزدیکان و دلجویی از وی تاکنون مانع از اقدام به خودکشی وی شده‌اند.

داشتن سبیل مهر “مور”بر مردان یارسانی واجب میباشد در باور یارسان داشتن سبیل مهر “مور”رمز ورود به داخل جم و جمخانه می‌باشد”جمخانه”مکانی برای راز و نیاز با صاحبکرم است.

گفتنیست که خرداد و تیرماه سال ۱۳۹۲ (تابستان ۲۰۱۳)، پس از آنکه ماموران زندان همدان سبیل یکی از پیروان آیین یارسان را به آتش کشیده بودند، چندین شهروند یارسانی در شهرهای مقابل فرمانداری همدان و ساختمان مجلس در تهران اقدام به خودسوزی کردند که سه نفر از آنها به نام‌های حسن رضوی، نیک‌مرد طاهری و محمد قنبری جانشان را از دست دادند.

شایان ذکر است دولت ایران بر اساس میثاق حقوق مدنی و سیاسی که رسماً ملحق شده مکلف به رعایت آزادی و نمادهای مقدس ادیان مختلف است، لیکن از بدو استقرار جمهوری اسلامی همواره هویت مذهبی و اتنیکی پیروان یارسان را انکار و نقض نموده است.

شبانه سنگ قبری با عنوان شهیده برای خواهرم گذاشتند

 یکی از قربانیان شلیک به هواپیمای اوکراینی، غنیمت اژدری است. او مورخ ۳۰ تیر ماه ۱۳۶۲ در شیراز زاده شد. خانم اژدری فارغ التحصیل رشته جنگل و مرتع داری از دانشگاه تهران بود که برای تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه گوئلف موفق به اخذ بورسیه شده و راهی کانادا شد. او که برای دیدار با خانواده‌اش به ایران سفر کرده بود، هنگام بازگشت به کانادا توسط موشک‌های سپاه پاسداران کشته شد.

به گزارش هرانا، نشریه اینترنتی خط صلح در این ماه پس از گذشت یک سال و اندی از واقعه با خواهر وی، عظمت اژدری، به گفتگو نشسته است. عظمت اژدری که خود ساکن انگلستان است از برخوردهای امنیتی با خانواده‌اش در ایران، تلاش‌هایش برای دادخواهی و حس و حال این روزهایش می‌گوید.

بیش از یک سال از شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی می‌گذرد و در این مدت اتفاقات زیادی رخ داده است. نحوه عملکرد و پاسخگویی جمهوری اسلامی به بازماندگان این جنایت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

جمهوری اسلامی نه تنها پاسخگوی خانواده‌ها و بازماندگان این جنایت نبوده بلکه آن‌ها را مورد آزار و اذیت نیز قرار داده است. هر چند جمهوری اسلامی نباید تنها پاسخگوی بازماندگان و خانواده‌ها باشد چرا که مرتکب یک جنایت بین‌المللی علیه بشریت شده و باید پاسخگوی کل دنیا باشد که متاسفانه نیست. در تمام طول این مدت جمهوری اسلامی نه تنها در کنار ما نبوده بلکه در مقابل ما قرار گرفته و با اخبار ضد و نقیض و کذب ما را تحت شکنجه‌های روانی و آزار و اذیت قرار داده است.

سرنگونی هواپیمای اوکراینی اولین و آخرین جنایت جمهوری اسلامی نیست. منتها تفاوتش با جنایت‌های دیگر این است که این جنایت در طول تاریخ بی‌سابقه است. سابقه نداشته که نیروی نظامی یک کشور به هواپیمای مسافربری همان کشور شلیک کند و تعداد بسیاری انسان بی‌دفاع و بی‌گناه را در آسمان وطن خودشان از بین ببرد. جمهوری اسلامی این جنایت را با برنامه‌ریزی انجام داده است و باید پاسخگو باشد. یکی از نکات قابل توجه در این ماجرا این است که بازماندگان و خانواده‌های جانباختگان در کنار هم قرار گرفته‌اند و برای دادخواهی از کوچک‌ترین تلاشی فروگذار نیستند. این مهم می‌تواند این پرونده را به پیش ببرد و روزی در یک دادگاه بی‌طرف کسانی را که دستور شلیک به هواپیما را صادر کرده‌اند، برای این امر برنامه ریزی کرده و کسانی که آن را انجام داده و اجرا کرده‌اند محاکمه شوند. شاید تنها چیزی که ما را سر پا نگاه داشته همین امید و آرزوی محاکمه عاملان و آمران این جنایت باشد.

آیا جمهوری اسلامی برای برگزاری مراسم در ایران برای خانواده شما مشکل و محدودیت ایجاد کرده است؟ محل دفن غنیمت کجاست؟ آیا وسایل ایشان به شما تحویل داده شد؟

نمی‌توانم بگویم غنیمت را در شیراز دفن کردیم چرا که فکر می‌کنم از غنیمت چیزی باقی نمانده است. غنیمت آسمانی بود و جایش روی زمین نبود. خانواده ما هرگز سر خاک نرفته است چون فکر نمی‌کنیم آن چه که تحویل داده شده و دفن شده است بقایای غنیمت بوده باشد. مراسم از بزرگ داشت و تشییع گرفته تا نوشته روی سنگ، نصب سنگ و محل دفن از روز اول تا آخر تحت کنترل سپاه بوده است و ما دستمان کوتاه بوده از هر گونه دخالت در هر یک از این مراحل و اقدامات.

غنیمت در قسمت شهدا دفن شد. سپاه پیشوند «شهیده» بر نام خواهرم گذاشت؛ شهیده غنیمت اژدری. مگر غنیمت به جنگ رفته بود؟ مگر سرباز بود؟ غنیمت و همه هم‌سفرانش فقط یک بلیط هواپیما خریده بودند. فقط به وطن‌شان آمده بودند تا خانواده‌شان را ببینند. حقشان نبود این چنین پرپر و سوزانده شوند. غنیمت و هم‌سفرانش شهید یا شهیده نیستند. آن‌ها بی‌گناه بودند و به قتل رسیدند. بعد از این که غنیمت را به خاک سپردند، هر چند همان طور که پیش‌تر گفتم ما مطمئن نیستیم او واقعا غنیمت بوده یا نه، سپاه شبانه سنگ قبر را نصب کرد. پدرم از پیش متنی را نوشته و داده بود که آن را روی سنگ بنویسند. اما پاسخ دادند که قرار نیست هر چه شما خواستید ما بنویسیم! پدرم هم گفت حالا که این طور است هر چه می‌خواهید بنویسید… .

از وسایل غنیمت به ما چیزی تحویل داده نشده جز یک جفت گوشواره، یک انگشتر و یک پاسپورت نیمه سوخته. در حالی که غنیمت سه چمدان، طلا و پول، دوربین و لپ‌تاپ به همراه خود داشت که البته به هیچ وجه برای ما ارزش مادی ندارند اما از لحاظ معنوی بسیار برای ما ارزشمند بودند. ما می‌توانستم بسیاری از عکس‌ها و فیلم‌هایی که در دوربین و لپ‌تاپش داشت را داشته باشیم ولی متاسفانه این‌ها را به ما تحویل ندادند. طبق آن چه که شنیده‌ام در مواردی که حتی وسایل الکترونیکی‌ای که خراب نشده بودند و می‌توانستند به خانواده‌ها تحویل بدهند، بعد از جدا کردن مموری‌ها و هاردها وسایل را به خانواده‌ها تحویل داده‌اند. اما به خانواده ما چیزی تحویل داده نشده است.

من اصلا نمی‌توانم این‌ها را به زبان بیاورم؛ سنگ قبر، دفن، خاکسپاری، تشییع. این‌ها شایسته عزیزان ما نبود. آن‌ها باید سال‌های سال زندگی می‌کردند، خدمت می‌کردند اما خیلی زود عزیزانمان را از ما گرفتند.

فشارهای نهادهای امنیتی بر اعضای خانواده شما که در ایران هستند، چگونه بوده است؟

فشارهایی که از طرف نهادهای امنیتی به خانواده ما در ایران وارد شده شامل تماس‌های تلفنی و مراجعه‌های حضوری بوده است که به بهانه دلجویی قصد داشتند به منزل ما بیایند، شوی تلویزیونی برای خودشان راه بیندازند و شوآف کنند که مثلا ما با خانواده‌ها همراه بوده‌ایم. در صورتی که اصلا این طور نبوده و هدف‌شان چیز دیگری است‌. تنها هدفشان این بوده است که فیلم و عکس بگیرند و پخش کنند و حرف‌هایی از زیر زبان خانواده‌ها بکشند و با سانسور آن‌ها را به جامعه القا کنند. همین بهانه‌ها برای مراجعه به خانواده‌ها بسیار دردناک است و قابل توجیه نیست. آن‌ها سعی می‌کنند با مراجعه‌های حضوری خانواده‌ها را راضی به دریافت پول کنند؛ پولی که اسمش را غرامت گذاشته‌اند اما ما می‌دانیم که می‌خواهند این مبالغ را به عنوان دیه و حق السکوت پرداخت کنند. ما از آن‌ها نه غرامت می‌خواهیم و نه دیه و دلجویی. هیچ چیز نمی‌خواهیم. فقط می‌خواهیم حقیقت روشن شود و مشخص شود چه کسانی باعث و بانی این جنایت هستند. آن‌ها باید پاسخگو باشند و تاوان آن را پس بدهند. این تنها چیزی است که ما می‌خواهیم.

کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت

روایت انجمن اسلامی دانشگاه شریف از کارنامه جمهوری اسلامی: کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در بیانیه‌ای که به مناسبت سالگرد سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با شلیک موشک سپاه پاسداران صادر کرده، تاکید کرده است که مسئولان حکومت ایران «تلّی از جنایات بی‌پاسخ» را در کارنامه خود دارند.

به گزارش رادیو فردا، در این بیانیه رفتار مسئولان حکومت ایران در قبال این رویداد «وقاحت» و «بی‌مسئولیتی» توصیف شده و آمده است که «یک عمر دروغ و نیرنگ و پنهان‌کاری و وقاحت پروارشان کرده که اکنون از عمق آن فاجعه، حتی خمی هم به ابرو نمی‌آورند».

نویسندگان این بیانیه خطاب به مسئولان حکومت نوشته‌اند: «ما از شما بیزاریم؛ از عدم صداقت و دروغ‌گویی‌تان، از بی‌مسئولیتی و بی‌تدبیری‌تان».

در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به رویدادهایی مانند بازداشتگاه کهریزک، مفقود شدن معترضان به حکومت، کشته شدن ندا آقاسلطان در اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ و کشته شدن کارگران معترضی چون محسن محمدپور در اعتراض‌های آبان ۹۸، آمده است که «کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت و از پاسخ‌گفتن ابا کرد».

نویسندگان بیانیه با تاکید بر اینکه ایران به کشوری تبدیل شده است که «جان مردمانش، گوی چوگان زمین بازی آقایان است»، گفته‌اند مخاطبی برای پیگیری و پرسش‌های خود نیافته‌اند.

در این بیانیه همچنین به فشارهای نهادهای امنیتی حکومت بر فعالان دانشگاهی و دانشجویان اشاره شده و آمده است: «چکمه‌‌های نهادهای امنیتی مختلف و تیغ برّان استبداد، شاهرگ‌مان را نشانه رفته و راه را بر تنفس ما بسته‌ است».

نویسندگان بیانیه همچنین از اینکه به عنوان بخشی از جامعه مدنی نتوانسته‌اند حکومت را در قبال «جنایات آشکار» و «گردن‌کشی‌ها و قلدری‌ها و خودکامگی‌‌ها» پاسخگو کنند، از مردم ایران عذر خواسته‌اند.

خانواده قربانیان هواپیمای اوکراینی: از خون بچه‌ها نمی‌گذریم

در پاسخ به دروغ‌بافی روحانی در سالگرد جنایت سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی، برخی خانواده قربانیان گفتند: از خون بچه‌ها نمی‌گذریم

روزنامه شرق نوشت: این گزارش ضمن گرامیداشت خون جان‌باختگان پرواز 752 اوکراین، روایتی از رنجی است که در هیچ نقطه‌ای از زندگی بازماندگان آنها متوقف نخواهد شد؛ رنج ازدست‌رفتن گرمی خانواده و آرزوهایی که بر باد رفت…

جایی در خیابان قیطریه تهران، در آپارتمانی در کمرکش کوچه‌ای خلوت، سحرگاه روز 18 دی‌ماه 1398 مادر آخرین بار دستان فرزندانش را گرفت و آنها را بوسید….بعد آنها به همراه پدر سوار آسانسور شده‌اند و برای همیشه رفته‌اند. از همان گرگ‌ومیش 18 دی‌ماه، این آپارتمان در کمرکش کوچه‌ای خلوت در خیابان قیطریه دیگر رنگ‌و‌بوی زندگی نگرفت. مثل خانواده 175 نفر دیگری که سوار آن هواپیما شدند. دکتر زهرا مجد و دکتر محسن اسدی‌لاری، مثل تمام بازماندگان آن پرواز یک سال آزگار است که زندگی نکرده‌اند.

از همان صبحی که خواهر زهرا تلفن کرد و گفت یک هواپیما به مقصد اوکراین سقوط کرده، این خانه دیگر خانه نشد…؛ خانه‌ای که قرار بود برای نوروز پر از گل و نقل و هلهله عروسی محمدحسین باشد، از همان ظهر هجدهم دی‌ماه سیاه‌پوش شد

مادر و پدر جوانی که یک‌شبه دو فرزند از دست دادند، در آستانه یک‌سالگی این عزا، دوباره در این خانه را باز می‌کنند. خانه‌ای که یک سال است دیگر خانه نیست و مادر دیگر حاضر نشد به آنجا پا بگذارد. روی مبل‌ها کشیده شده و خانه بوی زندگی نمی‌دهد. حالا خانه آماده سالگرد عزای بچه‌هاست. مثل خانه بقیه مسافران که این روزها سالگرد یک‌سالگی داغشان را برقرار می‌کنند.

این گزارش، ‌شرح‌حالی از رنج پدر و مادرهایی است که در آن پرواز فرزندانشان را از دست دادند. زهرا و محسن یکی از این پدر و مادرها هستند، آنها راوی این فقدان یک‌ساله‌اند. مثل پدر و مادر آرش، پدر و مادر پونه، پدر ری‌را، پدر راستین، پدر و مادر سهند و سوفی و همه آنهایی که در این یک سال رنجی بالاتر از تصور را تجربه می‌کنند. آنهایی که یک‌شبه یک خانواده را از دست دادند. محمدحسین، مدال‌آور المپیاد شیمی و خواهرش به تورنتو رفته بودند تا در آنجا در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهند. زینب 21 سال و محمدحسین فقط 23 سال داشت.

مادر چشمانش به نقطه‌ای نامعلوم خیره است… هرازگاهی جمله‌ای می‌گوید و ساکت می‌شود. ترجیع‌بند سخنانش این است: «درد ما تجمیعی است… هم بچه‌هایمان را از دست دادیم… هم سه روز از علت سقوط بی‌خبر بودیم، هم از خودی خوردیم…

زهرا مجد نمی‌خواهد به این لحظات برگردد… دست‌هایش به‌وضوح می‌لرزد و دیگر نمی‌تواند حرف بزند…

دکتر اسدی‌لاری می‌گوید: ما از طرف کسانی داغ دیدیم که به آنها اعتماد داشتیم،‌ فرزندانمان آنها را امین می‌دانستند، حافظان امنیت بودند و همه اینها داغ است… از همه بیشتر اینکه این خون پاس داشته نشد، بیشتر از همه پاس داشته نشدن این خون،‌ داغ نخبگی این بچه‌ها آزارمان می‌دهد… در این پرواز نخبگانی بودند که حالا از دست رفته‌اند… وسایلشان هرگز به دست ما نرسید. سؤال‌های زیادی داریم… چطور عروسک در پرواز سالم مانده،‌ ولی موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌های بچه‌های ما که در آن پروژه‌هایشان بود،‌ عکس‌هایشان بود، سالم نمانده… از وسایل زینب و محمدحسین تنها یک کارت بیمارستانی و یک پاسپورت سوخته به ما تحویل دادند… پروژه‌های بچه‌های ما میراثشان بود و ما نمی‌دانیم لپ‌تاپ‌هایشان حالا کجاست… ما توقعات مشخصی داریم، بالاخره باید مسببان معرفی شوند، دادگاه عادلانه برگزار شود. در دادسرای نظامی ما به‌شدت به این گفته یکی از فرماندهان معترض بودیم که گفته بود مسببان قبل از سالگرد معرفی می‌شوند و پرونده بسته خواهد شد. ما شکایت اصلی‌مان را پیش خدا می‌بریم، اما از خون بچه‌ها هم نمی‌گذریم.

فیلم زیر: در جلسه‌ای که در دادسرای نظامی تهران با حضور خانواده‌های داغدار جان‌باختگان با قاضی دادسرای نظامی برگزار شد، پدر مریم ملک از جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی، سخنرانی شجاعانه‌ای کرد و از جمله خطاب به قاضی گفت:

«… چطور یک مشت آدم جنایتکار ممکن است در تحقیقات شرکت داشته باشند. چاقو چطور دستهٔ خودش را می‌برد! چرا فرمانده هوافضای سپاه تا جنایتکاری که به‌عنوان وزیر امور خارجه است از کار برکنار نشدند! استدعا می‌کنم همینجا دستور بدید من رو دستگیر کنند، اعدام کنند. من بعد از بچه‌ام زندگی نمیخوام هیچی نمیخوام. ما از جان گذشته‌ایم. دریغ از کمترین راستگویی، برای غارت وسایل بچه‌های ما چی کار کردین

شمار بازداشت‌های گسترده در کردستان به ۶۷ نفر رسید

شمار بازداشت شدگان در شهرهای کردستان هر لحظه افزوده می‌شود. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داد که شمار کسانی که طی دو هفته اخیر توسط نیروهای امنیتی حکومت بازداشت شدند، به بیش از ۶۷ نفر رسید.

بر اساس این گزارش، روز سه‌شنبه ۳۰دی ۴شهروند در پیرانشهر بازداشت شدند. یکی از بازداشت‌شدگان به نام پشتیوان نبی زرگتن فردی ۳۷ساله بود که بعد از بازداشت به مکان نامعلوم منتقل شد.

همین طور در روز پنجشنبه ۲بهمن یک شهروند کرد اهل بوکان به نام «محی‌الدین شامه» توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلوم منتقل شد. روز سه‌شنبه حداقل ۱۹نفر در بوکان بازداشت شدند.

مقام‌های حکومتی تاکنون هیچ دلیلی برای این بازداشت‌ها و محل نگهداری افراد بازداشت‌شده ارائه نکردند. روز پنجشنبه نیز یک نفر به نام عطا (شمال) رحمان‌زاده در سقز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

بنا به آمار هه نگاو از ابتدای موج اخیر بازداشت در کردستان حداقل ۶۷نفر در شهرهای مختلف بازداشت شدند. این بازداشت‌ها در شهرهای بوکان، ربط، نقده، مهاباد، مریوان، سنندج، کلاترزان، سروآباد، پیرانشهر و کرمانشاه صورت گرفت.

خبرهای رسیده حاکی است که در این بازداشت‌ها از حداقل‌های حقوق متهمان هم خبری نبود. آنان از حق داشتن وکیل و اطلاع از نوع اتهام، نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری محروم بودند.

بازداشت و هتک حرمت یک شهروند کُرد یارسانی

یک شهروند کُرد یارسانی در شهرستان ساوه از توابع استان مرکزی با دستور بازپرس دادسرای این شهر بازداشت و مورد بی‌احترامی قرار گرفته به نحوی که در صدد اقدام به خودکشی برآمده است.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ (۱۲ ژانویه ۲۰۲۱)، یک شهروند کُرد پیرو آیین یارسان (اهل حق) باهویت ”جواد احمدی“ که اهل کرمانشاه و ساکن ساوه می‌باشد، به اتهام فروش اموال مسروقه (مال خری) بنابه دستور بازپرس شعبه یک دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوه بازداشت شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بازپرس عباس زین‌العابدین وقتی متوجه شده که آقای احمدی شهروند کُرد و از پیروان آیین یارسان هستند، در جلسه تفهیم اتهام با وجود انکار نسبت به تمامی اتهامات وارده و معرفی خریدار و فروشنده ثانویه ضمن بی‌احترامی و توهین به کُردها و پیروان آیین یاری دستور به بازداشت آقای احمدی و معرفی ایشان به زندان می‌دهد.

این منبع در ادامه اعلام کرد که بازپرس همانجا و در حضور دیگر افراد گفته است که دستور می‌دهم سیبیل(شارب) شما را بزنند و این در حالی بوده که به یارسانی بودن و تقدس سیبیل نزد یارسانی‌ها واقف بوده است.

یکی از فعالین یارسانی نیز در اینباره به خبرنگار هه‌نگاو اعلام کرد که، روز چهارشنبه پس از آنکه سیبیل جواد احمدی توسط ماموران زندان ساوه زده شده، با صدور قرار وثیقه سنگین موقتاً آزاد شده است.

این منبع همچنین اظهار داشت که آقای احمدی عاجزانه از مسئولین زندان خواسته‌ است که از زدن سیبیل وی خودداری کنند، زیرا داشتن سیبیل برای پیروان یارسان مقدس و داشتن سبیل برای مردان از واجبات محسوب می‌شود. با این حال سبیل وی را زده و اکنون وی در وضعیت نامناسب روحی به سر می‌برد و قصد خودکشی داشته است که با حضور نزدیکان و دلجویی از وی تاکنون مانع از اقدام به خودکشی وی شده‌اند.

داشتن سبیل مهر “مور”بر مردان یارسانی واجب میباشد در باور یارسان داشتن سبیل مهر “مور”رمز ورود به داخل جم و جمخانه می‌باشد”جمخانه”مکانی برای راز و نیاز با صاحبکرم است.

گفتنیست که خرداد و تیرماه سال ۱۳۹۲ (تابستان ۲۰۱۳)، پس از آنکه ماموران زندان همدان سبیل یکی از پیروان آیین یارسان را به آتش کشیده بودند، چندین شهروند یارسانی در شهرهای مقابل فرمانداری همدان و ساختمان مجلس در تهران اقدام به خودسوزی کردند که سه نفر از آنها به نام‌های حسن رضوی، نیک‌مرد طاهری و محمد قنبری جانشان را از دست دادند.

شایان ذکر است دولت ایران بر اساس میثاق حقوق مدنی و سیاسی که رسماً ملحق شده مکلف به رعایت آزادی و نمادهای مقدس ادیان مختلف است، لیکن از بدو استقرار جمهوری اسلامی همواره هویت مذهبی و اتنیکی پیروان یارسان را انکار و نقض نموده است.

شبانه سنگ قبری با عنوان شهیده برای خواهرم گذاشتند

یکی از قربانیان شلیک به هواپیمای اوکراینی، غنیمت اژدری است. او مورخ ۳۰ تیر ماه ۱۳۶۲ در شیراز زاده شد. خانم اژدری فارغ التحصیل رشته جنگل و مرتع داری از دانشگاه تهران بود که برای تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه گوئلف موفق به اخذ بورسیه شده و راهی کانادا شد. او که برای دیدار با خانواده‌اش به ایران سفر کرده بود، هنگام بازگشت به کانادا توسط موشک‌های سپاه پاسداران کشته شد.

به گزارش هرانا، نشریه اینترنتی خط صلح در این ماه پس از گذشت یک سال و اندی از واقعه با خواهر وی، عظمت اژدری، به گفتگو نشسته است. عظمت اژدری که خود ساکن انگلستان است از برخوردهای امنیتی با خانواده‌اش در ایران، تلاش‌هایش برای دادخواهی و حس و حال این روزهایش می‌گوید.

بیش از یک سال از شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی می‌گذرد و در این مدت اتفاقات زیادی رخ داده است. نحوه عملکرد و پاسخگویی جمهوری اسلامی به بازماندگان این جنایت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

جمهوری اسلامی نه تنها پاسخگوی خانواده‌ها و بازماندگان این جنایت نبوده بلکه آن‌ها را مورد آزار و اذیت نیز قرار داده است. هر چند جمهوری اسلامی نباید تنها پاسخگوی بازماندگان و خانواده‌ها باشد چرا که مرتکب یک جنایت بین‌المللی علیه بشریت شده و باید پاسخگوی کل دنیا باشد که متاسفانه نیست. در تمام طول این مدت جمهوری اسلامی نه تنها در کنار ما نبوده بلکه در مقابل ما قرار گرفته و با اخبار ضد و نقیض و کذب ما را تحت شکنجه‌های روانی و آزار و اذیت قرار داده است.

سرنگونی هواپیمای اوکراینی اولین و آخرین جنایت جمهوری اسلامی نیست. منتها تفاوتش با جنایت‌های دیگر این است که این جنایت در طول تاریخ بی‌سابقه است. سابقه نداشته که نیروی نظامی یک کشور به هواپیمای مسافربری همان کشور شلیک کند و تعداد بسیاری انسان بی‌دفاع و بی‌گناه را در آسمان وطن خودشان از بین ببرد. جمهوری اسلامی این جنایت را با برنامه‌ریزی انجام داده است و باید پاسخگو باشد. یکی از نکات قابل توجه در این ماجرا این است که بازماندگان و خانواده‌های جانباختگان در کنار هم قرار گرفته‌اند و برای دادخواهی از کوچک‌ترین تلاشی فروگذار نیستند. این مهم می‌تواند این پرونده را به پیش ببرد و روزی در یک دادگاه بی‌طرف کسانی را که دستور شلیک به هواپیما را صادر کرده‌اند، برای این امر برنامه ریزی کرده و کسانی که آن را انجام داده و اجرا کرده‌اند محاکمه شوند. شاید تنها چیزی که ما را سر پا نگاه داشته همین امید و آرزوی محاکمه عاملان و آمران این جنایت باشد.

آیا جمهوری اسلامی برای برگزاری مراسم در ایران برای خانواده شما مشکل و محدودیت ایجاد کرده است؟ محل دفن غنیمت کجاست؟ آیا وسایل ایشان به شما تحویل داده شد؟

نمی‌توانم بگویم غنیمت را در شیراز دفن کردیم چرا که فکر می‌کنم از غنیمت چیزی باقی نمانده است. غنیمت آسمانی بود و جایش روی زمین نبود. خانواده ما هرگز سر خاک نرفته است چون فکر نمی‌کنیم آن چه که تحویل داده شده و دفن شده است بقایای غنیمت بوده باشد. مراسم از بزرگ داشت و تشییع گرفته تا نوشته روی سنگ، نصب سنگ و محل دفن از روز اول تا آخر تحت کنترل سپاه بوده است و ما دستمان کوتاه بوده از هر گونه دخالت در هر یک از این مراحل و اقدامات.

غنیمت در قسمت شهدا دفن شد. سپاه پیشوند «شهیده» بر نام خواهرم گذاشت؛ شهیده غنیمت اژدری. مگر غنیمت به جنگ رفته بود؟ مگر سرباز بود؟ غنیمت و همه هم‌سفرانش فقط یک بلیط هواپیما خریده بودند. فقط به وطن‌شان آمده بودند تا خانواده‌شان را ببینند. حقشان نبود این چنین پرپر و سوزانده شوند. غنیمت و هم‌سفرانش شهید یا شهیده نیستند. آن‌ها بی‌گناه بودند و به قتل رسیدند. بعد از این که غنیمت را به خاک سپردند، هر چند همان طور که پیش‌تر گفتم ما مطمئن نیستیم او واقعا غنیمت بوده یا نه، سپاه شبانه سنگ قبر را نصب کرد. پدرم از پیش متنی را نوشته و داده بود که آن را روی سنگ بنویسند. اما پاسخ دادند که قرار نیست هر چه شما خواستید ما بنویسیم! پدرم هم گفت حالا که این طور است هر چه می‌خواهید بنویسید… .

از وسایل غنیمت به ما چیزی تحویل داده نشده جز یک جفت گوشواره، یک انگشتر و یک پاسپورت نیمه سوخته. در حالی که غنیمت سه چمدان، طلا و پول، دوربین و لپ‌تاپ به همراه خود داشت که البته به هیچ وجه برای ما ارزش مادی ندارند اما از لحاظ معنوی بسیار برای ما ارزشمند بودند. ما می‌توانستم بسیاری از عکس‌ها و فیلم‌هایی که در دوربین و لپ‌تاپش داشت را داشته باشیم ولی متاسفانه این‌ها را به ما تحویل ندادند. طبق آن چه که شنیده‌ام در مواردی که حتی وسایل الکترونیکی‌ای که خراب نشده بودند و می‌توانستند به خانواده‌ها تحویل بدهند، بعد از جدا کردن مموری‌ها و هاردها وسایل را به خانواده‌ها تحویل داده‌اند. اما به خانواده ما چیزی تحویل داده نشده است.

من اصلا نمی‌توانم این‌ها را به زبان بیاورم؛ سنگ قبر، دفن، خاکسپاری، تشییع. این‌ها شایسته عزیزان ما نبود. آن‌ها باید سال‌های سال زندگی می‌کردند، خدمت می‌کردند اما خیلی زود عزیزانمان را از ما گرفتند.

فشارهای نهادهای امنیتی بر اعضای خانواده شما که در ایران هستند، چگونه بوده است؟

فشارهایی که از طرف نهادهای امنیتی به خانواده ما در ایران وارد شده شامل تماس‌های تلفنی و مراجعه‌های حضوری بوده است که به بهانه دلجویی قصد داشتند به منزل ما بیایند، شوی تلویزیونی برای خودشان راه بیندازند و شوآف کنند که مثلا ما با خانواده‌ها همراه بوده‌ایم. در صورتی که اصلا این طور نبوده و هدف‌شان چیز دیگری است‌. تنها هدفشان این بوده است که فیلم و عکس بگیرند و پخش کنند و حرف‌هایی از زیر زبان خانواده‌ها بکشند و با سانسور آن‌ها را به جامعه القا کنند. همین بهانه‌ها برای مراجعه به خانواده‌ها بسیار دردناک است و قابل توجیه نیست. آن‌ها سعی می‌کنند با مراجعه‌های حضوری خانواده‌ها را راضی به دریافت پول کنند؛ پولی که اسمش را غرامت گذاشته‌اند اما ما می‌دانیم که می‌خواهند این مبالغ را به عنوان دیه و حق السکوت پرداخت کنند. ما از آن‌ها نه غرامت می‌خواهیم و نه دیه و دلجویی. هیچ چیز نمی‌خواهیم. فقط می‌خواهیم حقیقت روشن شود و مشخص شود چه کسانی باعث و بانی این جنایت هستند. آن‌ها باید پاسخگو باشند و تاوان آن را پس بدهند. این تنها چیزی است که ما می‌خواهیم.

کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت

روایت انجمن اسلامی دانشگاه شریف از کارنامه جمهوری اسلامی: کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در بیانیه‌ای که به مناسبت سالگرد سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با شلیک موشک سپاه پاسداران صادر کرده، تاکید کرده است که مسئولان حکومت ایران «تلّی از جنایات بی‌پاسخ» را در کارنامه خود دارند.

به گزارش رادیو فردا، در این بیانیه رفتار مسئولان حکومت ایران در قبال این رویداد «وقاحت» و «بی‌مسئولیتی» توصیف شده و آمده است که «یک عمر دروغ و نیرنگ و پنهان‌کاری و وقاحت پروارشان کرده که اکنون از عمق آن فاجعه، حتی خمی هم به ابرو نمی‌آورند».

نویسندگان این بیانیه خطاب به مسئولان حکومت نوشته‌اند: «ما از شما بیزاریم؛ از عدم صداقت و دروغ‌گویی‌تان، از بی‌مسئولیتی و بی‌تدبیری‌تان».

در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به رویدادهایی مانند بازداشتگاه کهریزک، مفقود شدن معترضان به حکومت، کشته شدن ندا آقاسلطان در اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ و کشته شدن کارگران معترضی چون محسن محمدپور در اعتراض‌های آبان ۹۸، آمده است که «کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت و از پاسخ‌گفتن ابا کرد».

نویسندگان بیانیه با تاکید بر اینکه ایران به کشوری تبدیل شده است که «جان مردمانش، گوی چوگان زمین بازی آقایان است»، گفته‌اند مخاطبی برای پیگیری و پرسش‌های خود نیافته‌اند.

در این بیانیه همچنین به فشارهای نهادهای امنیتی حکومت بر فعالان دانشگاهی و دانشجویان اشاره شده و آمده است: «چکمه‌‌های نهادهای امنیتی مختلف و تیغ برّان استبداد، شاهرگ‌مان را نشانه رفته و راه را بر تنفس ما بسته‌ است».

نویسندگان بیانیه همچنین از اینکه به عنوان بخشی از جامعه مدنی نتوانسته‌اند حکومت را در قبال «جنایات آشکار» و «گردن‌کشی‌ها و قلدری‌ها و خودکامگی‌‌ها» پاسخگو کنند، از مردم ایران عذر خواسته‌اند.

خانواده قربانیان هواپیمای اوکراینی: از خون بچه‌ها نمی‌گذریم

در پاسخ به دروغ‌بافی روحانی در سالگرد جنایت سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی، برخی خانواده قربانیان گفتند: از خون بچه‌ها نمی‌گذریم

روزنامه شرق نوشت: این گزارش ضمن گرامیداشت خون جان‌باختگان پرواز 752 اوکراین، روایتی از رنجی است که در هیچ نقطه‌ای از زندگی بازماندگان آنها متوقف نخواهد شد؛ رنج ازدست‌رفتن گرمی خانواده و آرزوهایی که بر باد رفت…

جایی در خیابان قیطریه تهران، در آپارتمانی در کمرکش کوچه‌ای خلوت، سحرگاه روز 18 دی‌ماه 1398 مادر آخرین بار دستان فرزندانش را گرفت و آنها را بوسید….بعد آنها به همراه پدر سوار آسانسور شده‌اند و برای همیشه رفته‌اند. از همان گرگ‌ومیش 18 دی‌ماه، این آپارتمان در کمرکش کوچه‌ای خلوت در خیابان قیطریه دیگر رنگ‌و‌بوی زندگی نگرفت. مثل خانواده 175 نفر دیگری که سوار آن هواپیما شدند. دکتر زهرا مجد و دکتر محسن اسدی‌لاری، مثل تمام بازماندگان آن پرواز یک سال آزگار است که زندگی نکرده‌اند.

از همان صبحی که خواهر زهرا تلفن کرد و گفت یک هواپیما به مقصد اوکراین سقوط کرده، این خانه دیگر خانه نشد…؛ خانه‌ای که قرار بود برای نوروز پر از گل و نقل و هلهله عروسی محمدحسین باشد، از همان ظهر هجدهم دی‌ماه سیاه‌پوش شد

مادر و پدر جوانی که یک‌شبه دو فرزند از دست دادند، در آستانه یک‌سالگی این عزا، دوباره در این خانه را باز می‌کنند. خانه‌ای که یک سال است دیگر خانه نیست و مادر دیگر حاضر نشد به آنجا پا بگذارد. روی مبل‌ها کشیده شده و خانه بوی زندگی نمی‌دهد. حالا خانه آماده سالگرد عزای بچه‌هاست. مثل خانه بقیه مسافران که این روزها سالگرد یک‌سالگی داغشان را برقرار می‌کنند.

این گزارش، ‌شرح‌حالی از رنج پدر و مادرهایی است که در آن پرواز فرزندانشان را از دست دادند. زهرا و محسن یکی از این پدر و مادرها هستند، آنها راوی این فقدان یک‌ساله‌اند. مثل پدر و مادر آرش، پدر و مادر پونه، پدر ری‌را، پدر راستین، پدر و مادر سهند و سوفی و همه آنهایی که در این یک سال رنجی بالاتر از تصور را تجربه می‌کنند. آنهایی که یک‌شبه یک خانواده را از دست دادند. محمدحسین، مدال‌آور المپیاد شیمی و خواهرش به تورنتو رفته بودند تا در آنجا در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهند. زینب 21 سال و محمدحسین فقط 23 سال داشت.

مادر چشمانش به نقطه‌ای نامعلوم خیره است… هرازگاهی جمله‌ای می‌گوید و ساکت می‌شود. ترجیع‌بند سخنانش این است: «درد ما تجمیعی است… هم بچه‌هایمان را از دست دادیم… هم سه روز از علت سقوط بی‌خبر بودیم، هم از خودی خوردیم…

زهرا مجد نمی‌خواهد به این لحظات برگردد… دست‌هایش به‌وضوح می‌لرزد و دیگر نمی‌تواند حرف بزند…

دکتر اسدی‌لاری می‌گوید: ما از طرف کسانی داغ دیدیم که به آنها اعتماد داشتیم،‌ فرزندانمان آنها را امین می‌دانستند، حافظان امنیت بودند و همه اینها داغ است… از همه بیشتر اینکه این خون پاس داشته نشد، بیشتر از همه پاس داشته نشدن این خون،‌ داغ نخبگی این بچه‌ها آزارمان می‌دهد… در این پرواز نخبگانی بودند که حالا از دست رفته‌اند… وسایلشان هرگز به دست ما نرسید. سؤال‌های زیادی داریم… چطور عروسک در پرواز سالم مانده،‌ ولی موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌های بچه‌های ما که در آن پروژه‌هایشان بود،‌ عکس‌هایشان بود، سالم نمانده… از وسایل زینب و محمدحسین تنها یک کارت بیمارستانی و یک پاسپورت سوخته به ما تحویل دادند… پروژه‌های بچه‌های ما میراثشان بود و ما نمی‌دانیم لپ‌تاپ‌هایشان حالا کجاست… ما توقعات مشخصی داریم، بالاخره باید مسببان معرفی شوند، دادگاه عادلانه برگزار شود. در دادسرای نظامی ما به‌شدت به این گفته یکی از فرماندهان معترض بودیم که گفته بود مسببان قبل از سالگرد معرفی می‌شوند و پرونده بسته خواهد شد. ما شکایت اصلی‌مان را پیش خدا می‌بریم، اما از خون بچه‌ها هم نمی‌گذریم.

فیلم زیر: در جلسه‌ای که در دادسرای نظامی تهران با حضور خانواده‌های داغدار جان‌باختگان با قاضی دادسرای نظامی برگزار شد، پدر مریم ملک از جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی، سخنرانی شجاعانه‌ای کرد و از جمله خطاب به قاضی گفت:

«… چطور یک مشت آدم جنایتکار ممکن است در تحقیقات شرکت داشته باشند. چاقو چطور دستهٔ خودش را می‌برد! چرا فرمانده هوافضای سپاه تا جنایتکاری که به‌عنوان وزیر امور خارجه است از کار برکنار نشدند! استدعا می‌کنم همینجا دستور بدید من رو دستگیر کنند، اعدام کنند. من بعد از بچه‌ام زندگی نمیخوام هیچی نمیخوام. ما از جان گذشته‌ایم. دریغ از کمترین راستگویی، برای غارت وسایل بچه‌های ما چی کار کردین

۱۳۹۹ بهمن ۳, جمعه

مال ‌باختگان بورس تهران؛ شورش و بلوا در راه است

 رسانه‌های داخلی گزارش هایی از خشم و اعتراض سهامداران بورس که تمامی سرمایه خود را از دست دادند، و اعتراض شدید خود را علیه مقامات حکومتی ابراز می‌کنند، منشتر کردند.

شرایط بورس آن‌چنان بحرانی است که به‌رغم تلاش های مذبوحانه دولت روحانی شاخص کل بورس هنوز زیر مرز یک میلیون و دویست هزار واحد قرار دارد.

به نوشته روزنامه مردم‌سالاری، شاخص کل بورس به‌عنوان شاخص بازار سرمایه در این هفته به پایین‌تر از مرز روانی یک میلیون و ۲۰۰هزار واحد سقوط کرد.

روزنامه جهان صنعت نیز نوشت: دو تا سه میلیون سهامدار حقیقی خرده‌پا در بازار سهام پرآشوب اصل سرمایه خود را نیز از دست داده‌اند. در صورتی که به رقم دو میلیون نفر نیز بسنده کرده و این شمار آسیب‌دیده را یک واقعیت فرض کنیم شورش و بلوا می‌تواند رخ دهد.

این روزنامه نوشت: به‌نظر می‌رسد قبل از این‌که احتمال بلوا و آشوب در بورس افزایش یابد همانند همه کشورهای دیگر بالاترین مقام اجرایی که به‌طور مستقیم مسئولیت قانونی دارد باید استعفا دهد و راههای نادرست رفته شده و متغیرهای اثرگذار بر بازار برگشت داده شده و اصلاح شوند. راه درست این است که دنبال راههای شگفت‌انگیز و جاسازی های مالی و نیز دستکاری احتمالی و فشار بر نهادهای بانکی و حقیقی نرویم.

روزنامه مردم‌سالاری همچنین در مطلبی با اشاره به دخالت‌های سیاسی در بورس نوشته است:: فقط افراد دارای رانت اطلاعاتی قادر به سود بردن از این بازار آغشته به سیاست می‌شوند.

این روزنامه هم‌چنین با اشاره به زنده شدن خاطرات گزنده صندوق‌های مالی که سپرده‌های مردم را به تاراج بردند، می‌نویسد: نگاهی گذارا به روند بازار سهام از ابتدای سال تاکنون این شائبه را مطرح می‌کند که گویا دستهایی در کار بوده تا بورس تا جایی که می‌شد به سقف برسد و خیلی سریع نیز به کف برگردد. بعد از فعل و انفعالاتی صف‌های فروش شکل گرفتند که حقوقی‌ها در رأس آن بودند. یعنی گویی آنها می‌دانستند که تاریخ مصرف بورس به پایان رسیده پس باید سود و اصل سرمایه را برداشت و فرار کرد!

این منبع افزود: این تجمعاتی هم که برگزار می‌شود از سر استیصال است. دست متضرران به جایی بند نیست. سرمایه دود شده و هیچ محکمه‌ای هم حاضر نیست کیفرخواستی برای باعث و بانی این شرایط تنظیم کند. به‌نظر می‌رسد آنان که برنامه‌ریزی کرده بودند برای سودهای کلان و جبران کسری ها اکنون کنار گود نشستند و مردم عادی کاسه چه کنم در دست دارند.

حالا طلاب خامنه‌ای می‌توانند در هشت رشته معلم شوند!

 روزنامه شرق نوشت: بحثی که از حدود یک دهه پیش به طور جدی مطرح شد و سال به سال هم جدی‌تر و چالشی‌تر شد، حالا بیشتر رنگ جدیت می‌گیرد.

خلاصه ماجرا این است که حالا طلاب می‌توانند در هشت رشته معلم شوند و در آزمون استخدامی آموزش‌و‌پرورش شرکت کنند؛ اما این امکان و فرصت با انتقاد گروهی از کارشناسان این هشت درس و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی روبه‌رو شده است. امسال و در مهر ۹۹ البته بیشتر دروس ادبیات فارسی و همچنین علوم اجتماعی خبرساز شد و فعالان این رشته‌های دانشگاهی و همچنین معلمان و انجمن‌های مرتبط خواستار تجدیدنظر جدی در امکان ورود غیرمتخصص‌ها به مدارس و تدریس این دروس مهم شدند.

منتقدان می‌پرسند حال که طلاب می‌توانند دروس تخصصی و نیازمند مدارک و تخصص دانشگاهی را در مدارس تدریس کنند آیا چنین امکانی برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در حوزه هم فراهم است؟ و به همین دلیل خواستار اصلاح چنین تصمیم‌هایی هستند؛ اما در سمت دیگر طرفداران این تصمیمات، نهادهای تصمیم‌گیر و حوزه‌های علمیه هم می‌گویند آنچه اتفاق افتاده بر اساس روند قانونی است و طلاب هم متخصص‌اند و هم در آزمون استخدامی شرکت می‌کنند. این البته همه ماجرا نیست.
ماجرا چیست؟

به طور خلاصه و به زبان ساده، داستان از این قرار است که آموزش‌و‌پرورش به طلابی که سطح دو و سه حوزه را گذرانده‌اند به چشم دانش‌آموخته لیسانس و فوق‌لیسانس تاریخ، علوم اجتماعی و ادبیات می‌نگرد و قریب به 15 هزار نفر از آنها را در صورت قبولی در آزمون، همچون واجدان مدارک دانشگاهی مرتبط استخدام می‌کند. علاوه‌ بر این طلاب سطح دو و سه امکان استخدام در آموزش‌و‌پرورش برای تدریس در هشت درس را دارند.

به عنوان مثال پیش از این و در تیر ۹۸ حجت‌الاسلام نبوی، معاون فرهنگی تبلیغی حوزه‌های علمیه و عضو ستاد همکاری حوزه و آموزش‌و‌پرورش در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای اعلام کرده بود که طلاب با پیگیری‌های به‌عمل‌آمده از سوی ستاد همکاری حوزه و آموزش‌و‌پرورش و مرکز تربیت مبلغ معلم، می‌توانند در رشته‌هایی همچون «دبیری عربی، مربی امور تربیتی، دبیری معارف اسلامی، آموزگاری ابتدایی، دبیری ادبیات فارسی، دبیری علوم اجتماعی، دبیری تاریخ و دبیری فلسفه» در آزمون استخدامی آموزش‌و‌پرورش شرکت کنند.

این توضیحات در سال ۹۹ به مرحله عمل رسید و حتی خبرساز هم شد؛ اما از میان رشته‌هایی که نبوی به آنها اشاره کرده، صرفا ادبیات مورد توجه افکار عمومی واقع شده و سایر رشته‌ها عملا مکتوم مانده‌اند. حالا منتقدان می‌گویند اگرچه دانش‌آموختگان حوزه‌های علمیه پیش از این هم دروسی همچون عربی یا معارف اسلامی و علوم تربیتی را در مدارس تدریس می‌کرده‌اند، اما دروس دیگر همچون علوم ‌اجتماعی، تاریخ، آموزگاری ابتدایی و حتی فلسفه ماهیتا تفاوتی با زبان و ادبیات فارسی ندارند و تدریس آنها امری کاملا تخصصی به شمار می‌آید.
همین توجه و اهمیت تخصص در آموزش به فرزندان این مرز‌وبوم باعث شد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و انجمن‌های تخصصی این رشته‌ها هم در بیانیه‌های مختلف به‌شدت از این تصمیمات انتقاد کنند و خواستار تغییر شوند؛ خواسته‌ای که تاکنون محقق نشده ‌است. البته در کنار این انتقادها، افراد و مدیران ارشدی هم از این روند دفاع می‌کنند.
«منع حوزوی‌ها از ورود به آموزش و پرورش درست نیست»
یکی از موافقان و حامیان این تصمیم، دبیرکل شورای عالی آموزش‌و‌پرورش است که به‌تازگی و در واکنش به جذب حوزوی‌های سطح دو و سه به عنوان معلم زبان و ادبیات فارسی گفته ‌است: «در مکانیسم جدید آموزشی حوزه‌های علمیه رشته‌های تخصصی هم در کنار آن دروس حوزوی تدریس می‌شود، به گونه‌ای که در پاره‌ای موارد، فارغ‌التحصیلان نظام حوزوی مشروط بر اینکه آن واحدها را گذرانده و حدنصاب علمی مورد نیاز برای تدریس را کسب کرده باشند، می‌توانند جذب شوند».
«محمود امانی‌تهرانی» دراین‌باره به ایلنا گفت: «در بند ۱۱ وظایف و اختیارات شورای عالی آموزش‌وپرورش جمله‌ای مبنی بر «بررسی و تصویب مقررات و اصول لازم برای گزینش تخصصی و تربیت و استخدام معلمان به تناسب احتیاجات در مراحل تحصیلی با رعایت ضوابط» قید شده است.
تشکل‌ها و انجمن‌های تخصصی نسبت به این امر اعتراض داشتند، آنها اعتراض‌شان را مکتوب کردند و برای ما و مقام عالی وزارت آموزش‌وپرورش فرستادند. در باب این موضوع ورود کردیم و وزیر آموزش‌و‌پرورش هم راجع به این قضیه کار را به شورای عالی ارجاع دادند». او درباره روند رسیدگی به این اعتراضات و نتیجه آن هم گفته است: «برای رسیدگی به این مسئله جلسه‌ای تشکیل دادیم؛ حرف انجمن‌های تخصصی ادبیات، علوم اجتماعی، تاریخ و چند رشته دیگر را شنیدیم.
سپس موضوع را از طریق معاونت برنامه‌ریزی آموزش‌و‌پرورش و ستاد همکاری‌های بین حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌و‌پرورش مورد بررسی جامع قرار دادیم و در نهایت تصمیم‌های بسیار مهمی درباره این قضیه گرفتیم». دبیرکل شورای عالی آموزش‌و‌پرورش درباره این تصمیمات مشترک با حوزه علمیه هم گفت: «همه افراد و در رأس آنها حضرت آیت‌الله اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه کشور، به صراحت هم در ملاقات خصوصی که من با ایشان داشتم و هم در جلسه‌ای عمومی در شورای سیاست‌گذاری حوزه علمیه و آموزش‌و‌پرورش در این باب گفتند وقتی معلمی سر کلاس می‌رود، باید تخصص آن رشته و صلاحیت آن را داشته باشد و ذره‌ای نباید در این زمینه اهمال کرد».
او با اشاره به چگونگی شرایط حوزوی‌ها در نظام آموزش‌و‌پرورش مطرح کرد: «در کنار این مسئله، حوزه‌های علمیه نیز تطوری پیدا کرده‌اند و تغییراتی در مدیریت آنها به وجود آمده است. در مکانیسم جدید آموزشی حوزه‌های علمیه، رشته‌های تخصصی هم در کنار آن دروس حوزوی تدریس می‌شود.
به گونه‌ای که در پاره‌ای موارد، فارغ‌التحصیلان نظام حوزوی مشروط بر اینکه آن واحدها را گذرانده و حدنصاب علمی مورد نیاز برای تدریس را کسب کرده باشند، می‌توانند جذب شوند». او با این توضیحات به این جمع‌بندی رسیده که منع طلاب از تدریس در مدارس کار درستی نیست: «بنابراین منع کلی فارغ‌التحصیلان نظام حوزوی از ورود به آموزش‌و‌پرورش امر درستی نیست، اما باید مطمئن شد این فردی که به آموزش‌و‌پرورش آمده، واحدهای مرتبط را گذرانده و اکنون حائز این شرایط است و این موضوع باید در سازوکار گزینش مورد توجه قرار بگیرد».
به نظر می‌آید تاکنون منتقدان و تصمیم‌گیران دست‌کم درباره این اصل بدیهی که برای تدریس در رشته‌ای حتما باید متخصص بود، توافق حاصل کردند اما حالا بحث درباره متخصص‌دانستن طلاب برای تدریس دروسی مانند ادبیات است. دبیرکل شورای عالی آموزش‌و‌پرورش درباره توافقات شکل‌گرفته در این خصوص هم گفت: «یک‌سری توافقات برای امسال و یک‌سری توافقات برای سال آینده حاصل شده است.
برای مثال توافقی که صورت گرفته این بود که سوابق تحصیلی افراد در آن رشته‌های خاص، واحدهایی که گذرانده‌اند و کیفیتی که کسب کرده‌اند، گزارش شود. در امتحان ورودی نیز باید مسئله تخصصی مورد سنجش قرار بگیرد، زیرا اینها با آزمون جذب می‌شوند و بدون آزمون نیستند، از این رو باید در آزمون، توان علمی آنها مورد سنجش قرار بگیرد. همچنین باید بین مصاحبه‌کنندگان در جلسه مصاحبه، یک فرد متخصص در رشته مذکور حضور داشته باشد و از طرفی نصاب علمی فرد با رشته تخصصی تأیید ‌شود».
آن‌طور که امانی می‌گوید با این روند دیگر فرد متخصصی صاحب کسوت معلمی و تدریس در مدارس نخواهد شد: «مطمئن باشید با این مکانیسم اجازه ورود به فردی که دانش رشته معلمی را ندارد، داده نخواهد شد. در سال‌های بعد این طرح همراه با کارنامه‌هایی پیوست خواهد شد. به عنوان مثال حوزه باید بگوید که این شخص علاوه بر دارابودن سطح دو، در یک‌سری رشته‌ها هم مطالعه داشته است.
اینها هم به شرط اینکه ذره‌ای بر مسئله تخصص آنها خدشه وارد نشود، لحاظ خواهد شد. این خبر خوبی است که حوزه به سمت برنامه‌های بین‌رشته‌ای حرکت کرده است». دبیرکل شورای عالی آموزش‌و‌پرورش درباره دیگر متقاضیان که در دانشگاه درس خوانده‌اند نیز مواردی را مطرح کرد و گفت: «از آن طرف ما حتی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها نیز امتحان می‌گیریم، این‌طور نیست که اگر شخصی لیسانس دارد، ما او را وارد عرصه معلمی کنیم، بلکه از آنها نیز آزمون گرفته خواهد شد.
ما در کشور برای آموزش عالی دو نهاد حوزه علمیه و دانشگاه‌ها را داریم. به دانش‌آموختگان هر دو نهاد اجازه ورود به معلمی را می‌دهیم؛ اما در گزینش، ملاک‌ها ما به طور جدی اعمال خواهد شد». مشابه این توضیحات البته در چند هفته گذشته هم بارها مطرح شده که البته نتوانسته منتقدان را راضی کند. ماجرای آنچه استخدام غیرمتخصصان در آموزش‌و‌پرورش خوانده می‌شود، به همین یکی، دو سال گذشته و رشته ادبیات خلاصه نمی‌شود و نخستین‌بار نیست که صحبت از حضور فارغ‌التحصیلان حوزه در مدارس می‌شود.
پیش از این و در یک مثال، در دولت محمود احمدی‌نژاد، یک ‌بار از توافقی برای واگذاری 40 هزار مدرسه به حوزه‌های علمیه سخن گفته شد که در آن زمان انتقادات فراوانی را در پی داشت. مدیران آموزش‌و‌پرورش البته پس از اوج‌گرفتن انتقادات، از اصلاح تفاهم‌نامه با حوزه علمیه خبر داده و اعلام کردند نه مالکیت مدارس مد‌نظر، بلکه اداره آنها به حوزه علمیه واگذار خواهد شد. این موضوع اگرچه با تداوم انتقادات کارشناسان و افکار عمومی منتفی شد، اما در سال‌های بعد، متولیان دو نهاد حوزه و آموزش‌و‌پرورش گام‌های دیگری را برای همکاری برداشتند؛ از آن جمله اینکه بر مبنای مصوبات ستاد همکاری‌های حوزه علمیه و آموزش‌و‌پرورش، از سال 1397 مرکزی به نام مرکز تربیت مبلغ معلم در ساختار حوزه علمیه تأسیس شده است که رسالت آن تربیت طلاب برای تصدی شغل معلمی در ساختار آموزش‌وپرورش است.
با این تلاش‌ها از سمت مدیریت حوزه‌های علمیه و نهاد حوزه و همچنین رغبت آموزش‌وپرورش برای همکاری تخصصی با این نهاد و در سمت دیگر هم شدت‌گرفتن انتقادات به این روند، باید منتظر نتیجه و اتفاق‌های آینده باشیم و ببینیم کیفیت تدریس و آموزش در مدارس ایران چه تغییر و تحولاتی خواهد داشت.

۱۳۹۹ دی ۲۳, سه‌شنبه

آمار دانش‌آموزان فوتی و مصدوم در حوادث مدارس

 حفظ جان محصلان از ساخت اتوبان و سد واجب‌تر است/ 

ساخت مدارس استاندارد برای بچه‌های از ما بهتران

به گفته عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی آن مدرسه‌ای که بهترین است و تازه ساخته می‌شود، برای از ما بهتران است و به عبارتی این مدارس فقط مختص یک عده خاص است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، طی سال‌های اخیر اخبار متعددی از آسیب دیدن دانش‌آموزان و حتی فوت آنها بر اثر وقوع حوادث در مدارس یا اردوهای دانش‌آموزی شنیده‌ایم. آموزش و پرورش همواره در مقابل بسیاری از این  حوادث از جمله ریزش سقف و دیوار، آتش گرفتن بخاری، نبود وسلیه نقلیه مناسب برای جابه جایی دانش‌آموزان و...کمبود بودجه را مطرح می‌کند و با توجه به کسری بودجه مداومش تکرار حوادث دانش‌آموزی تمامی ندارد، البته اینکه وقوع این حوادث صرفا به دلیل کمبود بودجه باشد نیز خود محل بحث است.

آمار دانش‌آموزان فوتی و مصدوم در مدارس

طبق گزارشی که سازمان نوسازی مدارس کشور در اختیار ایلنا قرار داده است از سال ۹۱ تاکنون تمام حوادثی که در مدارس به علت ناایمن بودن باعث تهدید جان دانش‌آموزان شده است به شرح ذیل است:

- روز چهارشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۱ حادثه‌ای تلخ برای دانش‌آموزان شین‌آبادی رخ داد که در واقع بر اثر آتش‌سوزی  بخاری کلاس در این حادثه، ۲۹ دانش‌آموز دختر دچار سوختگی شدید شدند و دو نفر از آنها بر اثر شدت جراحات وارده فوت کردند. همچنین انگشتان سه تن از دانش‌آموزان به دلیل شدت سوختگی و عدم قبول پیوند قطع شد.

-در تاریخ ۲۷ بهمن ماه سال ۹۳ بر اثر ریزش ناگهانی دیوار حیاط یک مرکز پیش دبستانی و دبستان پسرانه ۱۲ دانش آموز مصدوم و روانه بیمارستان شدند. این حادثه به علت فرو ریختن محافظ بین این دیوار و ساختمان در حال ساخت اتفاق افتاد و منجر به مصدومیت تعدادی از دانش‌آموزان شد.

-  در تاریخ اردیبهشت سال ۹۵ به دلیل بارندگی، سقف ساختمان دبستان در روستای زهوکی از توابع بخش بندزرک میناب فرو ریخت این مدرسه که بیش از ۲۰۰ دانش آموز در نوبت صبح و عصر دارد، اما خوشبختانه کسی در این حادثه آسیبی ندید.

- سه شنبه ۱۶ شهریور سال ۹۵ بر اثر ریزش دیوار مدرسه‌ای در روستای بجار شهرستان چابهار یک کودک پنج ساله جان خود را از دست داد. در این حادثه سنگینی آوار دیوار فرسوده مدرسه‌ای دیگر در یکی از روستاهای چابهار، موجب این اتفاق شد. البته این کودک از دانش آموزان مدرسه نبوده‌ است.

-شنبه ۱۱ دیماه سال ۹۵ در دبستان شهدای روستای سادات آباد در شهرستان سمیرم استان اصفهان شش دانش آموز بر اثر ریزش دیوار زیر آوار ماندند و مصدوم شدند و علت ریزش دیوار وزش باد گزارش شد.

- سه‌شنبه ۱۱ مهر ماه سال ۹۶ سقف یک مدرسه خشت و گلی ریخت. این خبر در حالی مطرح شده بود که وزیر آموزش و پرورش پیش از شروع سال تحصیلی جدید خبر داده بود تا پایان سال۹۷ مدارس خشت و گلی و کپری به مدارس استاندارد تبدیل خواهند شد. در پی این حادثه دانش آموزان از هراس به بیرون از کلاس پناه بردند و خوشبختانه صدمه‌ای به آنها وارد نشد.

-در تاریخ ۹ آبان ۹۶ براثر ریزش سقف مخزن سیمانی آب مدرسه ابتدایی روستای برمک استان بوشهر، چهار دانش آموز مصدوم و به بیمارستان منتقل شدند. مخزن سیمانی آب مدرسه آیت الله کاشانی روستای برمک از توابع بخش سعدآباد، زمانی فرو ریخت که تعدادی از دانش آموزان در بیرون از محوطه مدرسه روی آن قرار داشتند که ریزش سقف مخزن موجب سقوط دانش آموزان به داخل آن شد. دو نفر از دانش آموزان در این حادثه به صورت سرپایی درمان شدند و دو نفر دیگر نیز بعد از مدتی بستری از مرخص شدند.

- در ۲۶ دیماه سال ۹۶ سقف مدرسه "آزادی" واقع در منطقه ۱۴ خیابان پیروزی به دلیل فرسودگی و کهنگی مدرسه که قدمت ۵۰ ساله دارد فرو ریخت که این اتفاق به دلیل عملیات ساخت و ساز خانه کناری و در زمان حضور دانش‌آموزان رخ داد، که خوشبختانه آسیبی به دانش آموزان و پرسنل مدرسه وارد نشد.

-روز دوشنبه ۱۶ مهرماه سال ۹۷ یک دانش‎آموز در مدرسه شهید رجبی روستای سیراب بر اثر ریزش دیوار حیاط مدرسه دچار حادثه شد. این اتفاق بین ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح زنگ ورزش در حین بازی در محوطه انتهایی مدرسه رخ داد که علت اصلی آن ساخت وسازهای صورت گرفته در همجواری این مدرسه بوده است.

- سه‌شنبه در ۱۷ مهرماه سال ۹۷ بر اثر ریزش بخشی از دیوار حیاط آموزشگاه مدرسه روستایی به علت فرسوده بودن بنا، یکی از دانش آموزان پایه اول این آموزشگاه به نام دنیا ویسی مصدوم و سریعا توسط مدیر، آموزگار و پدر نامبرده به بیمارستان بعثت سنندج اعزام شد. متاسفانه بر اثر شدت جراحات وارده این دانش آموز در بیمارستان بعثت سنندج فوت کرد.

- سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ در دبستان و پیش دبستانی غیرانتفاعی دخترانه اسوه حسنه در زاهدان بر اثر افتادن بخاری نفتی روی زمین موکت و پارتیشن‌های کلاس مشتعل شدند که این حادثه در نهایت جان چهار دانش‌آموز را گرفت و این حادثه باعث لغو مجوز مدرسه اسوه حسنه شد.

تعداد مدارس ناایمن در کشور بسیار است و  در حال حاضر بیش از ۱.۵ از میلیون دانش‌آموز کشور در مدارس ناایمن تحصیل می‌کنند. این مدارس عمر خود را کرده‌اند و جزو مدارس تخریبی محسوب می‌شوند.

آمار دانش‌آموزان فوتی و مصدوم در اردوهای دانش‌آموزی

اینها بخشی از آسیب‌هایی بود که در مدارس جان برخی دانش‌آموزان را گرفت و جان برخی از آنها هم تهدید کرد. بخش دیگر حوادث به اردوهای دانش آموزی برمی‌گردد که در این حوادث نیز عده‌ای از دانش‌آموزان جان خود را از دست دادند، مصدوم و یا دچار نقص عضو شدند.

طبق آماری که علیرضا کاظمی (معاون فرهنگی و پژوهشی آموزش و پرورش) به ایلنا ارائه داده است، آمار دانش آموزان فوت شده و آسیب دیده در اردوهای دانش‌آموزی به شرح ذیل است:

-در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ در روز چهارشنبه ۱۴ اسفندماه ۹۳ بر اثر برخورد یک دستگاه کامیون با اتوبوس حامل دانش‌آموزان دختر در مسیر یزد به میبد ۱۲ دانش آموز مصدوم شدند، اما خوشبختانه فوتی نداشت.

-در اردیبشهت ماه سال ۹۴ در شهرستان مهریز حادثه‌ای در یک اردوی یک روزه رخ داد. مسئولان اردو دانش‌آموزان را به حوالی دریاچه غربالیزه برده بودند که یکی از دانش‌آموزان در دریاچه غرق شد و جان باخت.

-در سال ۹۵ - ۹۶ حادثه‌ اردوی پشتازان و فرزانگان سازمان دانش‌آموزی در هرمزگان در جاده داراب استان فارس رخ داد. این حادثه در تاریخ ۱۰ شهریور ماه ۹۶ رخ داد که ۹ دانش آموز فوت و ۳۴ نفر مصدوم شدند. همچنین سه نفر از دانش‌آموزان نیز در این حادثه دچار نقص عضو شدند، البته مصدومانی هم بودند که درمانشان به صورت سرپایی انجام شد.

-در سال ۹۶- ۹۷ چهار حادثه اتفاق افتاد که یکی از آنها حادثه اردوی راهیان نور استان البرز در محور کمربندی سوسنگرد - اهواز در تاریخ ۲۲ آذرماه ۹۶ بود که چهار فوتی داشت که شامل سه دانش‌آموز و یک معلم بود. همچنین یک حادثه تصادف در اردوی استان خراسان رخ داد که خوشبختانه فوتی نداشت.

-در سال ۹۶ـ۹۷ اردوی درس آمادگی و دفاعی در کهکیلویه و بویر احمد یک نفر فوتی داشت. این حادثه به این صورت بود که قبل توقف کامل ماشین دانش‌آموز پیاده می‌شود که همین بی‌احتیاطی منجر به مرگ او شد، یعنی حادثه رانندگی نبود‌ه است. علاوه بر اینها در سال ۹۶-۹۷ یک حادثه هم در جشنواره فرهنگی و هنری در لرستان بود که البته در آنجا هم فوتی نداشته‌ایم، در این حادثه یک دستگاه مینی‌بوس با دانش‌آموزان برخورد می‌کند که فوتی هم نداشته و فقط در این حادثه چهار دانش آموز مصدوم شدند که درمانشان به صورت سرپایی انجام شد.

-۱۸ مهر ماه سال ۹۷-۹۸ اردوی راهیان نور آذربایجان شرقی کمربندی تبریز حادثه‎ای بود که بر اثر لغزندگی جاده رخ داد. در این حادثه نیز دو نفر از دانش‌آموزان آذربایجان شرقی فوت کردند، البته در میان مصدومان این حادثه نیز نقص عضوی وجود نداشته است، همچنین آنهایی که هم مصدوم شده بودند به صورت سرپایی مداوا شدند.

مدارس استاندارد برای از ما بهتران است

میرحمایت میرزاده (عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره عدم امنیت در مدارس و در پاسخ به این سوال آیا قابل قبول است که جواب آموزش و پرورش درباره برخی حوادث کمبود بودجه است؟ گفت: هرسال که بودجه بسته می‌شود، همه می‌دانند که برای سال بعد آموزش و پرورش با کمبود بودجه مواجه خواهد شد. بدون استثنا در تمام دولت‌ها همین‌طور بوده و همه می‌دانستند که هرسال آموزش و پرورش حداقل با کمبود ده درصدی بودجه برمی‌خورد. این بودجه‌ها حتی کفاف حقوق، حق‌التدریس و کارهای دیگری که وظیفه قانونی دولت است را نمی‌دهد. همه می‌دانند و علی‌رغم اطلاع دولت همیشه این شرایط ادامه داشته است.

وی با بیان اینکه همیشه گفته‌اند، سالی که نکوست از بهارش پیداست، گفت: با تصویب لایحه بودجه ۹۸ کاملا مشخص است که سال آینده آموزش و پرورش نمی‌تواند برای استانداردسازی مدارس کاری انجام دهد، این یک درد بی‌درمان است. مشکل دیگر ما مدارس موجود در آموزش و پرورش است به این معنی که آن مدرسه‌ای که بهترین است و تازه ساخته می‌شود و آن مدرسه‌ای که استانداردسازی می‌شود برای از ما بهتران است؛ به عبارتی این مدارس فقط  مختص یک عده خاص است و سوال این است که بچه‌های از ما بهتران چه کسانی هستند؟ همان‌هایی که به اسم‌های مختلف برایشان مدرسه ساخته می‌شود.

این عضو کمیسیون آموزش اضافه کرد: از ظرفیت صد در صد این مدارس استفاده نمی‌شود و ظرفیت‌شان همچنان خالی است، اما تعداد محدودی دانش‌آموز در آنجا قرار دارد. در عین حال مدارس غیراستاندارد در اختیار مناطقی است که هم دانش‌آموزش زیاد است و خطرات بیشتری دارد.

میرزاده در خصوص حذف تنوع مدارس گفت: در ابتدا باید داستان تنوع مدارس در کشور را از بین ببریم و تمامش کنیم، بخاطر اینکه جان اکثریت بچه‌ها در خطر است. لزومی ندارد زمانی که ما مدرسه نداریم، دانش‌آموزان حتما در شیفت صبح ثابت باشند و به جای اینکه چند مدرسه خاص را جدا کنیم و در اختیار از ما بهتران قرار بدهیم بدون استثنا تمام مدارس کشور از مدارس نمونه گرفته تا تیزهوشان و... همه را در دو شیفت صبح و بعد از ظهر با صد در صد ظرفیت تکمیل کنیم، اگر همین کار الان انجام شود، می‌توان بدون ساخت مدرسه جدید خیلی از مشکلات را حل کرد.

دانش‌آموزان در اولویت قرار ندارند

او ادامه داد: متاسفانه بهترین و بزرگترین مدارس با کمترین ظرفیت کار می‌کنند، آن هم در محله‌ها و مناطقی که دانش آموز کمی دارد. این درد بی درمان نظام آموزش و پرورش است، از این رو دولت، مجلس و از همه مهم‌تر وزارت آموزش  و پرورش باید در این امر پیشتاز باشد. ضمن اینکه در بخش اعتبار گرفتن آموزش و پرورش از هر سد و راه‌آهنی واجب‌تر است، این‌ها حرف‌های معلمی است که بیش از ۳۵ سال از ده تا پایتخت در تمام حوزه‌ها مسئولیت داشته و الان هم با اطلاع با شما صحبت می‌کند.

میرزاده تصریح کرد: آموزش و پرورش هر کجا که کم می‎آورد از اعتبارات عمرانی بر می‌دارد، اعتبارات عمرانی هم آنقدر ناچیز است که تنها شامل برق، آب، گاز،‌ تلفن و تعمیرات مدارس می‌شود. استانداردسازی مدارس نسبت به ساخت فرودگاه، ‌راه آهن، اتوبان و... اولویت دارد، به هر حال ما همه اینها را برای بچه‌هایمان می‌سازیم. حفظ جان این دانش آموزان از هزاران اتوبان، راه‌آهن، فرودگاه و سد واجب‌تر است، اما دولت و مجلس ما آموزش و پرورش و دانش‌آموزان را در اولویت قرار نداده است و این یک واقعیت تلخ است.

حمایت میرزاده با پیشنهاد اینکه باید برای حل مشکلات بودجه‌ای آموزش و پرورش یک کمپین راه انداخت در پایان تاکید کرد: مگر این همه کمپین راه نمی‌افتد؟ بعضی وقت‎ها برای مسائل ساده کمپین درست می‌شود، شما رسانه‌ای‌ها یک کمپین درست کنید تا همه مدارس استاندارد شود. شما رسانه‌‌ای‌ها کمپینی تشکیل بدهید تا به هیچ پروژه‌ای برای ساخت سد، راه آهن، فرودگاه، خیابان و به هیچ شهر بزرگی مثل تهران، تبریز و اصفهان برای پروژهای عمرانی اعتبار ندهند، مگر اینکه مشکلات استاندارد سازی مدارس حل شود.

بمب گذاری در مسیر جابجایی خامنه‌ای مزدور

  ۱ ۰ بمب گذاری در مسیر جابجایی خامنه ای ‫۰ کلیک    بالابلاگ اخبار رسیده از درون سپاه ولی امر که نیروی ویژه محافظ خامنه ای است حاکی از آن اس...